صفحه نخست

به پيشواز مذاکرات صلح

ارسالی: بخت بیک میرزاده

در راه عشق سالك اين كوره  راه شديم،         شب  راه  فتاده  صيد  نشان  بلا شديم ،
با ساده  سنجي   مرتكب   اشتباه  شديم،         وادار  كار  و  زار  پر از ماجرا شديم،
در زير  بار  تهمت  و صد ناروا شديم.

ادامه دارد

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب   القلوب   والابصار
یا   مدبر   الّیل    و    النهار
یا محول  الحول  و الاحوال
حول حالناالی   احسن الحال

جشن نوروز؛ حرام یا حلال!؟

پژوهش و نگارش: استاد نورآغا عظیمی

 

مقدمه:

عزیزانی که زبان تحریم بر سال نو و نوروز بر می افروزند، باید آگاهانه باندیشند و بخردانه سخن بر زبان بیرانند. تحریم کردن یک مسأله یا مؤلفه یا پدیده کاریست بسا دشوار و اگر از روی قصد و عمد باشد، گناهیست نابخشودنی! خداوند انسان را برای شناختن خلقتش، ادراک طبیعتش، اثبات قدرتش، بیداری ذهنیتش، معرفت کبریتش، شناخت بهشت و دوزخش، تشخیص زشتی و بدی، تمییزدادن حق از باطل، و در کل برای جهان بینی آگانه و بر اساس منطق و خرد بشری، آفریده است. سال نو یا جشن نوروزی، از باستان زمانه ها در محراق توجه نوروزباوران و نوروز اندیشان بوده و از آن تجلیل و تبجیل نموده اند. آنان این روز را به عنوان بزرگداشت از قدرت الهی و بینش جهانی، تجلیل می کنند. یعنی در این روز طبیعت جامۀ سبز برتن می کند، فصل سرما جایگاه خود را به فصل گرما می دهد. فصل نوروز در حقیقت، فصل آمیزش و تولد طبیعت الهی است. ادامه دارد

تأویل دردیوان قائمیات

نوشته: رضا حسنی

مقدمه:

اسماعیلیه گروهی از شیعیان هستند که معتقدند بعد از امام جعفر صادق (ع) ،حضرت اسماعیل (ع) فرزند ارشد ایشان امام می باشد.اسماعیلیه حقایق نهفته در قرآن و احادیث و راه رسیدن به باطن را از طریق تأویل می دانستند و آن ها برای هر ظاهری معنایی باطنی قائل بودند.در این تحقیق یکی از آثار گرانبهای دوران الموت را مورد بررسی قرار خواهیم داد وبررسی خواهیم کرد آیا در دیوان قائمیات تاویل به کار رفته است؟ومافرض میکنیم که تأویل در اشعار قائمیات به کار رفته است .از آن جا که در جهان معاصر مسأله تأویل در متون مقدس به شکلی جدی مطرح شده است ویکی از شاخه های نقد ادبی با عنوان نقد هرمونتیک هم تأویل گراست ضرورت دارد تا تأویل مد نظر حسن محمود کاتب شاعر و نویسنده اسماعیلی نزاری دوران الموت را بشناسیم.در مورد تأویل در دیوان قائمیات تاکنون پژوهشی اختصاصی به جز درمقدمه تحلیلی دیوان قائمیات به صورت موجز به این موضوع پرداخته شده انجام نشده است. ویکی از مشکلاتم در این تحقیق نبود تحقیق مستقل در این زمینه بود ومنابع اصلی تحقیقم دیوان قائمیات می باشد که به تازگی انتشار یافته است و همچنین روضه التسلیم که کتابی است از همان دوران  که کمک شایانی به شناخت مبانی اعتقادی اسماعیلیه در آن دوران نمود.تاویل به معنای به اول برگرداندن هر موضوع و مطلب است ودریافت معانی جدید وفهم ودرک بهتر آن.از آنجایی که دیوان قائمیات منبع ارزشمندی برای جماعت اسماعیلی از قرن هفتم است که به دلیل شرایط سیاسی حاکم در دوران متون به طور غالب راز آلود ودر پرده ای از ایهام به جا مانده.دیوان قائمیات از شاعرو داعی بزرگ دوران الموت می تواند راهگشای بسیاری از ابهامات تاریخی ومفاهیم و رموز نهفته در اشعار وی باشد که بسیاری از اصول اعتقادی ونکات تاریک تاریخی آن دوران را روشن سازد. ادامه دارد

سکا ها ی پامیر و هندوکش

گردآورنده: سورگل

پیشگفتار

در بهار ١٣٨٥ (۲۰۰۶) رهسپار شهر فیض آباد شدم و چون مسیر شغنان- فیض آباد در چندین نقاط شیوه برای عبور موتر مسدود بود ناگزیر با دو تن از همراهانم خود را پیاده به بامدره، در نزدیکیِ بهارک، رساندم.  پیش از رسیدن به بامدره در یک نقطۀ شیوه، که به “غۈزک دهښت” (دشت غوزک؟) مسمی است، بخاطر یک لحظه استراحت و صرف یک مشت تلقان توقف کردیم.
در طول این سفر من ذهنم را مشغول مشاهدۀ طبیعت، بخصوص کوه های شیوه، کرده بودم. اما در دشت غوزک چیزی را فراتر از طبیعت دیدم – گورستانی که سراسر این دشت را پوشیده بود.  نام این دشت را بیجا “غۈزک” نگذاشته اند – یعنی “برآمدگی، پندیده گی، همانند غوزۀ پَخته”.
 البته پیش از اینکه همسفرانم برایم اطلاع بدهند که این همه گور است، من در ذهنم مشغول دریافت علل طبیعی این غوزکها بودم. چون اطلاع پیدا کردم که رویِ این دشت را همه گور پوشیده است، شگفت انگیز شدم. سپس، به این سوی و آنسوی نگرستم تا نشانه یی از آبادی پیدا کنم تا این گورستان را به مردمان آن آبادی ربط بدهم.  ولی هیچ نشانه یی ازآبادی و مسکن در اطراف گورها به چشمم نه افتاد.
 پس از صرف توشه باز رهسپار مقصد شدیم و درمسیر راه در چندین گوشۀ دیگر هم از نزدیکیِ گورستانها گذشتیم.  چندی از این گورها باز شده بودند و محتوای آنها، به قول همسفرانم، غارت شده است. طبق اطلاعی که پیدا کردم، محتوای این گورها عبارت از شمشیر، خنجر، نیزه، مجسمه های کوچک و امثال این اجناس بوده است. چون سخن از شمشیر و نیزه میرود، نخستین تصوریکه در ذهن هر کس بوجود میآید نظامی بودن صاحبان این گورهاست. من هم به چنین فکر و خلاصه آمدم؛ شاید زمانی در این محل نبردی رخ داده باشد و در پایان نبرد جنگاورانی که جانهای خود را از دست داده اند با تمام جنگ افزارها ی شان در همین محل دفن شده اند. با این نتیجه گیری من هم گورهای شیوه را به باد فراموشی سپردم.
با گذشت زمان با کتابی سر خوردم که توسط باستانشناس روسی، لِتوینسکی، در بارۀ کوچیهای پامیر شرقی نوشته شده است. به گونه ییکه در این کتاب ذکر شده است؛ آثاریکه از گورهای پامیر شرقی به دست آمده اند به محتوای گورهای شیوه شباهت نزدیکی دارند. آثار کشف شده از گورهای پامیر شرقی هم بیشتر خنجر، نیزه، و مجسمه های حیوانات است. باستانشناسان گورهای پامیر شرقی را متعلق به سکاها میدانند که در هزارۀ اول قبل از میلاد در فلات پامیر به یک زندگیِ کوچیگری پرداخته بودند. به این ترتیب، من هم باز به فکر گورهای شیوه افتادم و این بار خواستم سرگذشت سکاها را در پامیر و سرزمینهای همجوار پیگیری کنم که نتیجۀ آن این مقاله است.  ادامه دارد

یک سرباز از ولسوالی شغنان ولایت بدخشان به دلیل تاخیر در انتقال جنازه پدرش در مقر پولیس ولایت کندز خودکشی کرد.

نوشته: اداره سیمای شغنان

به اساس گزارش سایت انترنتی دويچه وله، بی بی سی، و شبکه های اجتماعی، یک سرباز از ولسوالی شغنان ولایت بدخشان به دلیل تاخیر در انتقال جنازه پدرش در مقر پولیس ولایت کندز خودکشی کرد. کارکنان اداره سیمای شغنان، از این خبر تکان دهنده بسیار متاثر شدند، برای شهدا بهشت برین استدعا کرده و با اعضای خانواده شان ابراز غمشریکی خود را ابراز میداریم.

گزارشات از دويچه وله دری و شبکه های اجتماعی:

خودکشی یک سرباز جوان به دلیل تاخیر مقامات در انتقال جنازه پدرش؟

دويچه وله دری  / افغانستان

یک سرباز جوان افغانستان احتمالابه دلیل تاخیر در انتقال جنازه پدرش به زادگاه او در بدخشان، در مقر پولیس ولایت کندز خودکشی کرده است. پدر این سرباز صاحب منصب بوده و در حمله طالبان در ولایت فاریاب کشته شده بود.
مقام ها گفته اند پدر این سرباز جوان نزدیک به دو هفته بعد از کشته شدن اش‌ به زادگاه اش در ولایت بدخشان انتقال داده نشده بود و وقتی تلاش های این سرباز جوان نتیجه نداد، روز سه شنبه دست به خودکشی زد. ادامه دارد

مقایسۀ آوا های همخوانِ تیز و صفیری در زبانهای بُروشَسکی، چینی، روسی، انگلیسی، پشتو، و شغنی:

نگارش و تتبع: نوروز علی ثابتی

بجای مقدمه:

در آواشناسی یِ تولیدی، در قسمت مشخصات آوایی همخوانها (consonants)، سه وِیژگی در نظر گرفته می شود، که قرار زیر اند:
1. جایگاه تولید (مخرج صوت) Place of Articulation
مطالعه جایگاه یک آوا در سیستم صوتی هنگام تلفظ و یا ادای آواها که زبان در کدام قسمت دهان قرار میگیرد تا آن صوت خاص تولید شود. مثلاً، توسط لب ها، دندان ها، لثه، حنجره، خیشوم، وغیره.
2. نحوه و یا شیوۀ تولید  Manner of Articulation
مطالعه نحوه تلفظ و یا شیوۀ ادای کلمات که با فشار، بی فشار، دمشی، با انسداد، با سایش، وغیره.
3. واک داری (Voicing)
در هنگام تولید آوا های همخوان، آیا حنجره اهتزاز و یا لرزش می کند و یا خیر، و یا رانش هوا از طرف شش ها به بیرون چه قسم صورت می گیرد؟
بطور خلص، جایگاه تولید صوت در اندام های گفتاری، حالت اندام های گفتاری در هنگام تلفظ، و دَمش هوا در هنگام تلفظ، سه خصوصیتی هستند که هر آوای همخوان این سه خصوصیت را دارند. ادامه دارد

شخصیتهای نامیرا

پیوند به گذشته

(شغنان ولایت بدخشان)

قسمت دوم

نوشته: حسینی حسنیار شغنانی

 

شیرین بیک

 خنیاگر و رامشگر نامی که صدایش به ملکوت پیچید و رفت و نامش جاودانه ماند. موسیقی شغنان همان قدیمی ترین موسیقی آریایی است که از نسل به نسل منتقل شد و تا به زمان ما رسید و ما نتوانستیم آن را نسلهای بعدی منتقل سازیم. اگر در تاریخ موسیقی در دوره های مختلف تاریخی سیر نماییم به یک نکته مهم برمیخوریم که موسیقی اقوام آریایی از همان بدو تا کنون بسیار کم تغییر کرده است. اسباب و ادوات موسیقی اقوام مختلف آریایی خیلی شبیه هم میباشند.   سازها ( اسباب و زغومه ها ) که در شغنان نواخته میشوند درست همانهایی اند که در زمان هخامنشیان نواخته میشده اند.
راجع به موسیقی زمان مادها سندی در دست نیست ولی راجع سنت موسیقی هخامنشیان از اسناد و شواهد آشوری بر می آید که درین دوره سه نوع موسیقی ( رزمی، بزمی و مدحیه خوانی و یا مذهبی ) رایج بوده است . ادامه دارد

صلح کاذب

نوشته: امیر محمد رحیمی

هر طرف  از  پی صلح تشنه  لبان  می گردیم
صلح  در  خانه  و  ما  گرد  جهان  می گردیم
بسکه  از  جنگ  و  جدل منفعل و خسته شدیم
همه  سودا  زده  چــــون شهپرکان  می گردیم        ادامه دارد

بیوگرافی وسیم انوری، شرکت کننده جشن بهترین ستاره افغان

نوشته: مولانظر انوری

وسیم انوری فرزند محمد انور  انوری از قریه درمارخت ولسوالی شغنان بدخشان میباشد .
در اول ماه سنبله سال ۱۳۷۹ هجری شمسی در شهر کراچی پاکستان چشم به جهان گشود و در سال ۱۳۸۳ دو باره به وطن برگشت  و در سن  هفت ساله گی شامل مکتب گردید تا صنف هفت در لیسه بهارستان ولسوالی بهارک بدخشان به دورس خویش ادامه داد و در سال ۱۳۹۱ به شهر کابل نقل مکان نمود و شامل لیسه عالی امانی گردید. در سال ۱۳۹۶ به درجه  اعلی از این لیسه فارغ گردید و در کنار دروس خویش نظر به شوق و علاقه ایکه به موسیقی داشت مدت شش سال نزد خود مکتب موسیقی محلی بومی پامیری و شغنانی را کار نموده و عضویت گروپ موسیقی پامیر را داشت و مدت دو سال به شکل علمی نزد استاد ممتاز احمد نوابی مکتب موسیقی غزل و کلاسیک را فرا گرفته است و در این مدت در کنسرت ها ، فستیوال های هنری داخلی و خارجی از جمله شهر اسلام آباد پاکستان ، شهر استانبول ترکیه و شهر لیزبون پرتگال به نمایندگی از افغانستان در فستیوال هنری جشن الماسین در جولای ۲۰۱۸ اشتراک ورزیده… ادامه دارد

خاطرات معلم ولی دور از وطن

نوشته: الحاج نظیری

می گفتند که شغنان وپامیر با م جهان اما باورم نمی آمد. تابستان امسال صرف به دیدن شغنان از طریق ولسوالی خواهان ودرواز ها سفر نمودم ، برایم خیلی جالب بود زیرا در گذشته ها قصه های خوبی را شنیده بودم موفق به تماشای درواز ها و شغنان زیبا شدم و این روز هایکه در این مناطق سپری کردم بسیار مسرت بخش بودند. مشکلاتی که ازهم دوره هایم در مکتب شنیده بودم باورم نمی آمد، اما به یقین تبدیل شد مثلیکه در خواب ببینی تمام آرزوهایم درین سفر بر آورد ه شد.  در شروع سفر از ولسوالی خواهان دیدن کردم ، چونکه در سالهای ۱۳۵۳-۱۳۵۶ در آنجا معلم بودم و از دوستان خاطرات خیلی خوب در گذشته داشتم که با تاسف اکثریت آنها یا فوت کردند یا ازطرف وحشیان شهید گردیده اند یا بنابر مجبوریت های محلی به ولایات دیگرمسکن گزین شده اند. روی هم رفته با مردم ا ین دیار دیدن کردم و خاطرات مردم را در موقع لازم با دوستانم شریک خواهم کرد. ادامه دارد

نوشته: نیکو شاه نیکو

تو جهت اے یار ته زندۈن مِس قبول اُم
شتایے یت زمستۈن مِس قبول اُم
تو ظالم تهت اگه یاڅ اند څه ݑئود مو
وے کوره یت وے سندۈن مِس قبول اُم
څه سٲم مجنون تو عشق اندیر دایم
فُکݑ دهښت ات بیه بۈن مِس قبول اُم        ادامه دارد

جوانی از نسل تغیر

نوشته: اداره نشرات سیمای شغنان

در این نبشتۀ کوتاه، روی قسمتی از ابتکارات و دست آورد های جوان موفق و مستعد، آقای میرزا علی واثق، مختصرآ مکث خواهیم کرد. ابتکارات و دست آورد هایی که در ذات خود بی نظیر اند و از ولسوالی های مرزی بدخشان لا اقل کمتر کسی در حین شباب به چنین دست آورد ها دست یازیده است.

او برای  بار نخست شرکتی را تحت نام  “شرکت خدمات مشوره دهی ڤیر”  در سال 2015 در شهر کابل تاسیس نمود. درست در زمانی که مسئولیت منابع بشری بانک بین المللی فینکا را در افغانستان به عهده داشت. این شرکت را ثبت وزارت تجارت وصنایع جمهوری اسلامی افغانستان کرد و از “شرکت حمایه از سرمایه گذاری افغانستان” (AISA) برایش بطور رسمی مجوز کاری گرفت. از بدو تاسیس این نهاد تا حال، به تعداد زیادی از ادارات دولتی به شمول وزارت داخله کشور، وزارت دفاع و سایر وزارت خانه های دولتی و ریاست ها خدمات مشورتی باکیفت فراهم نموده است. ادامه دارد

بدن تان چطور کار می کند؟

گوش های ما چطورمی شنوند؟

مولف: کارول بالرد

ترجمه و تدوین: سرورشاه ارکان، ماستر علوم بیولوژی

 

 

گوش ها
گوش ها اعضای مهم بدن استند. ما همیشه از آنها استفاده می کنیم تا بشنویم در اطراف ما چه اتفاقی رخ میدهد.
ما صدا های بسیار مختلفی را می شنویم. بعضی ها هشدار می دهند، مانند آتش سوزی و زنگ هشدار دهنده آتش سوزی.
بعضی صدا ها معلومات می دهند، مانند اطلاعیه ها در میدان های هوایی و ایستگاه های ریل، خبرنامه ها و راپورهای هوا شناسی. ساعت های زنگدار ما را بیدار می کنند، و تلیفون زنگ میزند تا ما را خبر کند که کسی می خواهد همرای ما گپ بزند. ادامه دارد

شخصیتهای نامیرا

پیوند به گذشته

(شغنان ولایت بدخشان)

قسمت اول

نوشته: حسینی حسنیار شغنانی

 برای شناخت و فهم بهتر مسئله باید اول شخصیت را تعریف کنیم که چیست.
شخصیت یعنی «مجموعه‌ای از رفتار و شیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی‌های بی‌همتا بودن، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش‌بینی» مشخص می‌شود.
به نظر می‌رسد گوردن آلپورت، بهترین تعریف در مورد شخصیت ارائه داده‌است. او اشاره می‌کند، شخصیت، سازمان بندی پویایی در درون فرد است و شامل آن دسته از نظام‌های روانی – فیزیکی که رفتار و تفکر او را تعیین می‌کند.
شخصیت به انگلیسی Personality ، را میتوان آن الگوهای معین و مشخصی از تفکر، هیجان و رفتار تعریف کرد که سبک شخصی فرد را در تعامل با محیط اجتماعی و مادی‌اش رقم می‌زنند.
عواملی که شخصیت را میسازند:
شخصیت ساختهٔ وراثت و محیط است. انسان با ویژگی‌ها ی ژنتیکی خاصی به دنیا می‌آید، و از آن پس سر و کار او با محیط اطراف خود خواهد بود. محیط نقش مهمی در شکل‌دهی شخصیت دارد.
در محیط شغنان نیز شخصیتهای بودند ولی هیچگاه کشف نشدند، اگر درک هم شدند در گمنامی بسر بردند. این شخصیتها در زندگی مردمانی گمنام بودند ولی بعد از مرگ زبانزد خاص و عام شدند و به ضرب المثل و حتی الگو مبدل شدند.   ادامه دارد

نوشته: خواجه اعتباری

دلا  در  مجلس   نادان   از   رفتن    نه  رفتن  به        به  گوش جاهلان از حق سخن گفتن، نه گفتن  به
در آن باغیکه  قدر خار و خس  با گل  یکی  باشد        شگفتن  رنگ  رنگ  گلها  در آنجا نا  شگفتن  به
در ایامیکه  احمق  میر  محفل  شد  بدان  ای  دل        به   کنج  خانه   تاریک   تک  و  تنها  نشستن  به

ادامه دارد…..

ارتباط با ما و ارسال مضامین برای نشر( مضامین تان باید در میکروسافت وورد نوشته باشد)
sarwar@shughnan.com

 

Print Friendly, PDF & Email