صفحه نخست

بیوگرافی و نمونه اشعار احسان الفت

نوشته: احسان الفت

احسان شاه فرزند عزت شاه، نوه ی خلیفه الفت شاه، متولد ۲۸ خرداد (جوزا) سال ۱۳۷۵ خورشیدی در یک خانواده ی متدین در قریه ی سرچشمه-شغنان-بدخشان.

خانواده ی موصوف بعد از مدتی از سرچشمه به ده شهر اقامت گزیدند و به آبادی پرداختند. موصوف در لیسه ذکور قریه مربوطه به کسب علم و دانش مشغول گردید تا اینکه در سال ۱۳۹۳ خورشیدی به سطح بکلوریا (۱۲پاس) از آن مکتب سند فراغت حاصل کرد و سپس شامل آزمون کنکور شد که با سپری نمودن آن به دارالمعلمین عالی سیدجمال‌الدین‌افغان در شهر کابل راه یافت. مدت دوسال در آن دانشکده، زبان و ادبیات پارسی دری را فرا گرفت. در ۱۳۹۵ با نمرات کادر از آن مکان اکادمیک به سطح فوق بکلوریا (۱۴ پاس) فارغ گردید و شامل آزمون اختصاصی گردید که موفقانه به دانشگاه تعلیم و تربیه شهید استاد ربانی راه یافت و ادامه ی تحصیل داد که در سال ۱۳۹۷ خورشیدی از آن دانشگاه به سطح لیسانس با نمرات کادر فراغت حاصل کرد.

وم قهد عرعر جناو بلند ات، به ناز یه
وم گهپ نِغۈږ یبار څرهنگ خوش‌اواز یه
ښب‌گردکے تؤلۈخؤ وِڎهد ڎاڎج خهږے یند…
تِهر ځېم اته شکر لب اته غونج دراز یه                       ادامه دارد

یادی از «فرهنگ آریایی» (فرهنگ زبان شغنانی به زبان پارسی دری)

نوشته: شاه پور آریایی

 یاد آوری:  

معرفی کتاب “فرهنگ آریایی” توسط نویسندۀ آن یعنی پدر بزرگوارم علی شاه صبّار تحریر یافته، که آن را برای دوستان فسبکیش تحریر نموده است. من لازم دیدم تا پیش از آنکه این “معرفی”، فسبکی شود، آن را به یکی از سایتهای معتبر انترنیتی، که خواننده های بیشماری دارد، ارسال نمایم. در این راه، از “سایت خراسان زمین” خواهشمندم تا این معرفی نامه را اگر بپندارند که ارزش نشر را دارد، آن را انتشار بفرمایند. امیدوارم به متن ذیل توجه فرمایند.  ادامه دارد

سرباز میهن

نوشته: حسینی حسنیار

درین چهاردهه مردم شریف کران و منجان و حومه چندین بار به بهانه های گوناگون مورد تاخت و تاز قطاع الطریقان، رهزنان و قاچاقچیان قرار گرفته اند، کشته شدند، زخمی و معلول شدند، اما ششم عقرب ۱۳۶۶ خورشیدی حادثه رخ داد که قلب همه را به درد آورد، احساس هر انسان را جریحه دار ساخت و روان همه را غمین کرد. بله حمله شیادانه آمرمسعود به مکتب علاقه داری منجان بود. در یک شب تیره و تار، تاریکتر از سینه ابوجهل جهادگران بر علاقه داری کران – منجان حمله کردند.

روستای پیر سالخورده و خسته از جبر زمان، و روستائیان خسته و فرسوده تر از روستای خود، خسته از سرنوشت و از کارهای شاق روزمره  در خواب اند و نمی بینند که  در آسمان چه ستاره بارانی است. سگهای روستاهم از ترس صدای شلیک تفنگ عوعو را تعطیل کرده . پوز را بر روی دم گذاشته خود را بخواب زده اند. چند لحظه پیش گرگان درنده بر مسند کداخدایی روستا نشستند. فرعون بر مسند قدرت تکیه زد، موسی را باید در غل و زنجیر به دستبوسی فرعون بیاورند. خانه های روستائیان در تاریکی شب مخروبه هایی را بیاد کس می آورد که از زمان طوفان نوح باقی مانده اند. در درون خانه های گلی فقط یگان بار صدای گریه کودکی به گوش میرسد که از شدت درد بخود می پیچد و مادر سعی میکند جگرگوشه خود را آرام کند و بخواب فرستد. روستاهای خورد و ریز متشکل از ده خانه و پانزده خانه در مسافتهای متفاوت از هم فاصله دارند. ادامه دارد

آدولف هیتلر
دیکتاتور آلمان نازی

نویسنده : برندا هاوگن
ترجمه ی پشتو: حزب الله اتل

برگردان به پارسی- دری : دوکتور حبیب “نظیم”

مقدمه ی از مترجم پارسی – دری
تقریباً دو سال (و) اندکی قبل، از دانشگاهی که در آن علوم پزشکی فرا میگرفتم، به دانشگاه دیگری تغییر مکان دادم… و آن زمانی بود که شاید برای چند صدمین بار اسم و خصوصیات کتابخانه ی ناصرخسرو در کابل را میشنودم. این تعریف و تمجید از مرکز مذکور مرا واداشت تا سری به آنجا بزنم، به جایی که بعد از اولین بار دیدار اش، مرا مشتاق خود و متنفر از فراقش گردانید. اکثر ساعات روزم را که در آن مکان بودم چون لحظات کوتاه سپری مینمودم و در آن لحظات کوتاه برعلاوه ی ورق زدن کتب های مربوط به مسلک و دانشگاه ام، به مشاهده ی کتب دیگر نیز میپرداختم که در این میان کتاب 1331 صفحه ای با خطوط ریز تحت عنوان ״ظهور و سقوط رایش سوم״ اثری از ویلیام شایرر و ترجمهء ابوطالب صارمی جلوی چشمم قرار گرفت. من هم با دیدن تصاویر آدولف هیتلر( کسی که من هم مانند دیگران در بارهء دیدگاه ها و نظام اش چیزهای کم و بیش از دیگران شنیده بودم) علاقه گرفتم و با عجله شروع به مطالعه ی آن کردم…
در پیشگفتار این کتاب، ویلیام شایرر مینویسد:
” گرچه من در نخستین نیمهء دوران زودگذر رایش سوم در آلمان زندگی و کار میکردم و مستقیماً ناظر عملیات هیتلر برای تحکیم دیکتاتوری اش بودم- دیکتاتوری بر آن ملت بزرگ اما مرموز که سرانجام به واسطهء آن به جنگ و کشور گشایی سوق داده شد- اگر پس از جنگ جهانی دوم واقعهء بی نظیری در جهان روی نداده بود، شاید آن تجربهء شخصی مرا وادار به نوشتن این کتاب نمی کرد”.
او این واقعهء بی نظیر را تصرف محرمانه ترین اسناد دولت آلمان و تمام شعبات آن از جمله وزارت خارجه، ارتش و نیروی دریایی، حزب ناسیونال سوسیالیت و پلیس مخفی هایرش همیلر میداند. ادامه دارد

رئیس جمهور غنی با بزرگان و متنفذین ولسوالی شغنان دیدار نمود

محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان قبل از ظهر امروز با شماری از بزرگان و متنفذین ولسوالی شغنان ولایت بدخشان در ارگ ریاست جمهوری، دیدار کرد. در این دیدار که بانوی اول کشور نیز حضور داشت، ابتدا محمد نذیر نیرومند به نمایندگی از دیگران صحبت نموده و ضمن حمایت از برنامه ها و تلاش های حکومت در زمینۀ صلح، خواستار توجه به تامین امنیت، بهبود وضعیت معارف و توجه به میدان هوایی شغنان، ارتقای کلنیک به شفاخانه و ایجاد بند روی جهیل شغنان گردید. ادامه دارد

مهارت های ضروری برای یک مترجم

 

نگارش: سید اسحاق مقبل

در این نوشته‌‌ی مختصر، قسمتی از مهارت های ضروری برای یک مترجم به بحث گرفته شده است. باید عرض نمود که شرحِ همه پهلو‌های این مهارت‌ها و نگاه بر زوایای مختلف ‌شان، در همچون نوشته موجز، ممکن به نظر نمی‌رسد. نویسنده‌ی این سطور، فقط گزیده‌یی از داشته هایش درخصوص ترجمه‌ی شفاهی و کتبی ‌را خدمت خواننده‌گان وعلاقمندان مسلک ترجمانی، بگونه‌ی فشرده بازتاب می‌دهد.  این‌جا، به مهارت های ترجمه‌ی متون از زبان انگلیسی به فارسی و برعکس آن، از دیدگاه نویسنده‌ی این سطور اشاره می‌گردد. ممکن نکات اشاره شده در این نوشته، در قسمت ترجمه‌ی متونِ سایر زبان ها نیز صادق باشند.

تسلط مترجم بالای زبان مبدأ و زبان مقصد امر حتمی ست، اما داشتن مهارت های لازم درخصوص ترجمه‌ی کتبی و شفاهی، نیز خیلی ها حایز اهمیت است که در مورد، در سطور بعدی اشاره می‌گردد. افراد زیادی را می‌شناسم که به هر دو زبان، فارسی و انگلیسی تسلط دارند، ایشان اما قادر به ترجمه‌ی درست متون از زبان فارسی به انگلیسی یا برعکس آن نیستند. این بدان معناست که فنون و مهارت های لازم ایکه برای ترجمه نیاز است، را ندارند. برعکس، افراد معدودی را می‌شناسم که تسلط درست بالای این زبان ها ندارند، اما به همان اندازه ایکه از متون برداشت می‌کنند، می‌توانند به زبان دیگر آن را برگردان نمایند. به هرحال، نخست روی مهارت های لازمی برای مترجم کتبی مکث می‌کنیم و سپس در مورد ترجمان شفاهی نیز خواهیم گفت. ادامه دارد

چراغ رهنمای امید

آقا خان چطور کانادا و جهان را شکل داده است؟

مترجم و گردآورنده: عالیجاه الواعظ دکتور خوش نظر پامیرزاد

کمک و همکاری های آقاخان کمتر شناخته شده، مگر قابل توجه اند

 ديڤ مووات،  ادمنتون ژورنال

به عنوان یک بانکدار و کسی که با جامعه سرو کار دارد، به نظرم یکی از راه هایی که موفقیت را مقایسه کنیم یک نظراندازی خوب و سخت به نتایج کار است. تمرکز بر آن که چه انجام شده است، چگونه به مردم بهتر خدمت شده است و چطور جامعه پرورش داده شده است.
 با گذشت سال ها، من در بسیاری از هیأت های مدیره خدمت کرده ام و با تعداد زیادی از ابتکارات جامعه سرو کار داشته ام. من سپاسگذار آن کسان هستم که در این کارم آن ها را ملاقات نموده ام. من بسیار زیاد آموختم از آن هایی که مرا به چالش کشیده اند و آن هایی که برایم یک چشم انداز متفاوت از آن چه که خود داشتم، پیشکش کرده اند.
از میان این ها یک چشمۀ بی مثال قدرت آقاخان رهبر روحانی جامعۀ مسلمان شیعۀ اسماعیلی، مردی که همکاری بی نظیر با کانادا و البرتا به وجود آورده است.  به فکرم که همکاری هایش کمتر شناخته شده برای کانادایی ها و البرتایی ها هستند، لاکن آن ها بی همتا اند.
من افتخار بودن در هیأت مدیرۀ دانشگاه بوتانیک گاردن البرتا (باغ گیاه شناسی) در زمانی داشتم که او ۲۵ میلیون دالر را برای ایجاد یک باغ اسلامی در این جا در ادمنتون تعهد کرد. باغ آقاخان عنقریب است در هفته های آینده افتتاح شود. ادامه دارد

به پيشواز مذاکرات صلح

ارسالی: بخت بیک میرزاده

در راه عشق سالك اين كوره  راه شديم،         شب  راه  فتاده  صيد  نشان  بلا شديم ،
با ساده  سنجي   مرتكب   اشتباه  شديم،         وادار  كار  و  زار  پر از ماجرا شديم،
در زير  بار  تهمت  و صد ناروا شديم.

ادامه دارد

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب   القلوب   والابصار
یا   مدبر   الّیل    و    النهار
یا محول  الحول  و الاحوال
حول حالناالی   احسن الحال

جشن نوروز؛ حرام یا حلال!؟

پژوهش و نگارش: استاد نورآغا عظیمی

 

مقدمه:

عزیزانی که زبان تحریم بر سال نو و نوروز بر می افروزند، باید آگاهانه باندیشند و بخردانه سخن بر زبان بیرانند. تحریم کردن یک مسأله یا مؤلفه یا پدیده کاریست بسا دشوار و اگر از روی قصد و عمد باشد، گناهیست نابخشودنی! خداوند انسان را برای شناختن خلقتش، ادراک طبیعتش، اثبات قدرتش، بیداری ذهنیتش، معرفت کبریتش، شناخت بهشت و دوزخش، تشخیص زشتی و بدی، تمییزدادن حق از باطل، و در کل برای جهان بینی آگانه و بر اساس منطق و خرد بشری، آفریده است. سال نو یا جشن نوروزی، از باستان زمانه ها در محراق توجه نوروزباوران و نوروز اندیشان بوده و از آن تجلیل و تبجیل نموده اند. آنان این روز را به عنوان بزرگداشت از قدرت الهی و بینش جهانی، تجلیل می کنند. یعنی در این روز طبیعت جامۀ سبز برتن می کند، فصل سرما جایگاه خود را به فصل گرما می دهد. فصل نوروز در حقیقت، فصل آمیزش و تولد طبیعت الهی است. ادامه دارد

تأویل دردیوان قائمیات

نوشته: رضا حسنی

مقدمه:

اسماعیلیه گروهی از شیعیان هستند که معتقدند بعد از امام جعفر صادق (ع) ،حضرت اسماعیل (ع) فرزند ارشد ایشان امام می باشد.اسماعیلیه حقایق نهفته در قرآن و احادیث و راه رسیدن به باطن را از طریق تأویل می دانستند و آن ها برای هر ظاهری معنایی باطنی قائل بودند.در این تحقیق یکی از آثار گرانبهای دوران الموت را مورد بررسی قرار خواهیم داد وبررسی خواهیم کرد آیا در دیوان قائمیات تاویل به کار رفته است؟ومافرض میکنیم که تأویل در اشعار قائمیات به کار رفته است .از آن جا که در جهان معاصر مسأله تأویل در متون مقدس به شکلی جدی مطرح شده است ویکی از شاخه های نقد ادبی با عنوان نقد هرمونتیک هم تأویل گراست ضرورت دارد تا تأویل مد نظر حسن محمود کاتب شاعر و نویسنده اسماعیلی نزاری دوران الموت را بشناسیم.در مورد تأویل در دیوان قائمیات تاکنون پژوهشی اختصاصی به جز درمقدمه تحلیلی دیوان قائمیات به صورت موجز به این موضوع پرداخته شده انجام نشده است. ویکی از مشکلاتم در این تحقیق نبود تحقیق مستقل در این زمینه بود ومنابع اصلی تحقیقم دیوان قائمیات می باشد که به تازگی انتشار یافته است و همچنین روضه التسلیم که کتابی است از همان دوران  که کمک شایانی به شناخت مبانی اعتقادی اسماعیلیه در آن دوران نمود.تاویل به معنای به اول برگرداندن هر موضوع و مطلب است ودریافت معانی جدید وفهم ودرک بهتر آن.از آنجایی که دیوان قائمیات منبع ارزشمندی برای جماعت اسماعیلی از قرن هفتم است که به دلیل شرایط سیاسی حاکم در دوران متون به طور غالب راز آلود ودر پرده ای از ایهام به جا مانده.دیوان قائمیات از شاعرو داعی بزرگ دوران الموت می تواند راهگشای بسیاری از ابهامات تاریخی ومفاهیم و رموز نهفته در اشعار وی باشد که بسیاری از اصول اعتقادی ونکات تاریک تاریخی آن دوران را روشن سازد. ادامه دارد

سکا ها ی پامیر و هندوکش

گردآورنده: سورگل

پیشگفتار

در بهار ١٣٨٥ (۲۰۰۶) رهسپار شهر فیض آباد شدم و چون مسیر شغنان- فیض آباد در چندین نقاط شیوه برای عبور موتر مسدود بود ناگزیر با دو تن از همراهانم خود را پیاده به بامدره، در نزدیکیِ بهارک، رساندم.  پیش از رسیدن به بامدره در یک نقطۀ شیوه، که به “غۈزک دهښت” (دشت غوزک؟) مسمی است، بخاطر یک لحظه استراحت و صرف یک مشت تلقان توقف کردیم.
در طول این سفر من ذهنم را مشغول مشاهدۀ طبیعت، بخصوص کوه های شیوه، کرده بودم. اما در دشت غوزک چیزی را فراتر از طبیعت دیدم – گورستانی که سراسر این دشت را پوشیده بود.  نام این دشت را بیجا “غۈزک” نگذاشته اند – یعنی “برآمدگی، پندیده گی، همانند غوزۀ پَخته”.
 البته پیش از اینکه همسفرانم برایم اطلاع بدهند که این همه گور است، من در ذهنم مشغول دریافت علل طبیعی این غوزکها بودم. چون اطلاع پیدا کردم که رویِ این دشت را همه گور پوشیده است، شگفت انگیز شدم. سپس، به این سوی و آنسوی نگرستم تا نشانه یی از آبادی پیدا کنم تا این گورستان را به مردمان آن آبادی ربط بدهم.  ولی هیچ نشانه یی ازآبادی و مسکن در اطراف گورها به چشمم نه افتاد.
 پس از صرف توشه باز رهسپار مقصد شدیم و درمسیر راه در چندین گوشۀ دیگر هم از نزدیکیِ گورستانها گذشتیم.  چندی از این گورها باز شده بودند و محتوای آنها، به قول همسفرانم، غارت شده است. طبق اطلاعی که پیدا کردم، محتوای این گورها عبارت از شمشیر، خنجر، نیزه، مجسمه های کوچک و امثال این اجناس بوده است. چون سخن از شمشیر و نیزه میرود، نخستین تصوریکه در ذهن هر کس بوجود میآید نظامی بودن صاحبان این گورهاست. من هم به چنین فکر و خلاصه آمدم؛ شاید زمانی در این محل نبردی رخ داده باشد و در پایان نبرد جنگاورانی که جانهای خود را از دست داده اند با تمام جنگ افزارها ی شان در همین محل دفن شده اند. با این نتیجه گیری من هم گورهای شیوه را به باد فراموشی سپردم.
با گذشت زمان با کتابی سر خوردم که توسط باستانشناس روسی، لِتوینسکی، در بارۀ کوچیهای پامیر شرقی نوشته شده است. به گونه ییکه در این کتاب ذکر شده است؛ آثاریکه از گورهای پامیر شرقی به دست آمده اند به محتوای گورهای شیوه شباهت نزدیکی دارند. آثار کشف شده از گورهای پامیر شرقی هم بیشتر خنجر، نیزه، و مجسمه های حیوانات است. باستانشناسان گورهای پامیر شرقی را متعلق به سکاها میدانند که در هزارۀ اول قبل از میلاد در فلات پامیر به یک زندگیِ کوچیگری پرداخته بودند. به این ترتیب، من هم باز به فکر گورهای شیوه افتادم و این بار خواستم سرگذشت سکاها را در پامیر و سرزمینهای همجوار پیگیری کنم که نتیجۀ آن این مقاله است.  ادامه دارد

یک سرباز از ولسوالی شغنان ولایت بدخشان به دلیل تاخیر در انتقال جنازه پدرش در مقر پولیس ولایت کندز خودکشی کرد.

نوشته: اداره سیمای شغنان

به اساس گزارش سایت انترنتی دويچه وله، بی بی سی، و شبکه های اجتماعی، یک سرباز از ولسوالی شغنان ولایت بدخشان به دلیل تاخیر در انتقال جنازه پدرش در مقر پولیس ولایت کندز خودکشی کرد. کارکنان اداره سیمای شغنان، از این خبر تکان دهنده بسیار متاثر شدند، برای شهدا بهشت برین استدعا کرده و با اعضای خانواده شان ابراز غمشریکی خود را ابراز میداریم.

گزارشات از دويچه وله دری و شبکه های اجتماعی:

خودکشی یک سرباز جوان به دلیل تاخیر مقامات در انتقال جنازه پدرش؟

دويچه وله دری  / افغانستان

یک سرباز جوان افغانستان احتمالابه دلیل تاخیر در انتقال جنازه پدرش به زادگاه او در بدخشان، در مقر پولیس ولایت کندز خودکشی کرده است. پدر این سرباز صاحب منصب بوده و در حمله طالبان در ولایت فاریاب کشته شده بود.
مقام ها گفته اند پدر این سرباز جوان نزدیک به دو هفته بعد از کشته شدن اش‌ به زادگاه اش در ولایت بدخشان انتقال داده نشده بود و وقتی تلاش های این سرباز جوان نتیجه نداد، روز سه شنبه دست به خودکشی زد. ادامه دارد

مقایسۀ آوا های همخوانِ تیز و صفیری در زبانهای بُروشَسکی، چینی، روسی، انگلیسی، پشتو، و شغنی:

نگارش و تتبع: نوروز علی ثابتی

بجای مقدمه:

در آواشناسی یِ تولیدی، در قسمت مشخصات آوایی همخوانها (consonants)، سه وِیژگی در نظر گرفته می شود، که قرار زیر اند:
1. جایگاه تولید (مخرج صوت) Place of Articulation
مطالعه جایگاه یک آوا در سیستم صوتی هنگام تلفظ و یا ادای آواها که زبان در کدام قسمت دهان قرار میگیرد تا آن صوت خاص تولید شود. مثلاً، توسط لب ها، دندان ها، لثه، حنجره، خیشوم، وغیره.
2. نحوه و یا شیوۀ تولید  Manner of Articulation
مطالعه نحوه تلفظ و یا شیوۀ ادای کلمات که با فشار، بی فشار، دمشی، با انسداد، با سایش، وغیره.
3. واک داری (Voicing)
در هنگام تولید آوا های همخوان، آیا حنجره اهتزاز و یا لرزش می کند و یا خیر، و یا رانش هوا از طرف شش ها به بیرون چه قسم صورت می گیرد؟
بطور خلص، جایگاه تولید صوت در اندام های گفتاری، حالت اندام های گفتاری در هنگام تلفظ، و دَمش هوا در هنگام تلفظ، سه خصوصیتی هستند که هر آوای همخوان این سه خصوصیت را دارند. ادامه دارد

شخصیتهای نامیرا

پیوند به گذشته

(شغنان ولایت بدخشان)

قسمت دوم

نوشته: حسینی حسنیار شغنانی

 

شیرین بیک

 خنیاگر و رامشگر نامی که صدایش به ملکوت پیچید و رفت و نامش جاودانه ماند. موسیقی شغنان همان قدیمی ترین موسیقی آریایی است که از نسل به نسل منتقل شد و تا به زمان ما رسید و ما نتوانستیم آن را نسلهای بعدی منتقل سازیم. اگر در تاریخ موسیقی در دوره های مختلف تاریخی سیر نماییم به یک نکته مهم برمیخوریم که موسیقی اقوام آریایی از همان بدو تا کنون بسیار کم تغییر کرده است. اسباب و ادوات موسیقی اقوام مختلف آریایی خیلی شبیه هم میباشند.   سازها ( اسباب و زغومه ها ) که در شغنان نواخته میشوند درست همانهایی اند که در زمان هخامنشیان نواخته میشده اند.
راجع به موسیقی زمان مادها سندی در دست نیست ولی راجع سنت موسیقی هخامنشیان از اسناد و شواهد آشوری بر می آید که درین دوره سه نوع موسیقی ( رزمی، بزمی و مدحیه خوانی و یا مذهبی ) رایج بوده است . ادامه دارد

صلح کاذب

نوشته: امیر محمد رحیمی

هر طرف  از  پی صلح تشنه  لبان  می گردیم
صلح  در  خانه  و  ما  گرد  جهان  می گردیم
بسکه  از  جنگ  و  جدل منفعل و خسته شدیم
همه  سودا  زده  چــــون شهپرکان  می گردیم        ادامه دارد

ارتباط با ما و ارسال مضامین برای نشر( مضامین تان باید در میکروسافت وورد نوشته باشد)
sarwar@shughnan.com

 

Print Friendly, PDF & Email