Last update:
May 20, 2012 Your
are visitor:
|
|
اطلاعیه مدیریت سایت
سیمای
شغنان
۳۱ ثور
۱۳۹۱
از تاریخ 12 می 2012، آدرسهای ایمیل
همرای یاهو، شاه و فیس بوک دیگر فعال نمیباشند.
از خوانندگان و علاقمندان محترم احترامانه تقاضا میگردد تا
مقالات، نظریات و پیشنهادات تان را تنها به آدرس
sarwar@shughnan.com
ارسال نمایند.
بااحترام
سرور ارکان، مسوول نشریه سیمای
شغنان |
|
تصور
و بینش تاریخی پیرامون
"جبرواختیار"،
صلاحیت
ازلی،
عقلی
وعملی
انسان!!
تهیه و نگارش:
پیکار
از آن آوانی که انسان های این کره خاکی ، در فراز و فروز
تاریخ به زندگی در این سیاره پر از دشواری ها، مخاصمت ها، رنج
ها، بی وفایی ها، خود سری ها، خود بینی ها، مظالمت ها، بی
باوری ها، انسان ستیزی ها، از خود بیگانگی ها، خلاف حقایق بودن
ها، بی تفاوتی ها، پرخاشگری ها ، و سایر گونه های کردار و
پندار مذموم و بیرون از سیاق ماهوی و هویت بشری، ادامه داده و
بخاطر احقاق حقوق حقه انسان های در انزوا قرار داده شده که جز
بینش بشر دوستی و هدایت مرجع ، صلاحیت و اختیار یزدانی نیز
است، صادقانه و بی دریغ به مبارزه و اجتهاد عقلانی و انسانی
پرداخته و برگه های سیاه و مکدر ادوار ناهمگون تاریخی زیست
انسان های در بند کشیده شده را به ابواب سبز و سرخ، تبدیل
نموده اند و شهرت واقعی و ماندگار را درمیان کافه بشریت، کمایی
نموده اند.
ادامه |
|
نخست از همه احتراماتم را به خد مت گردانندگان و خوانندگان
سایت وزین
سیمای
شغنان
تقدیم میدارم!
خواستم که با ارسال یاد نامه به مناسبت دومین سالروزشهادت
دوکتور سلیمان "پائیز" بار دیگر یاد آن شهید را در دل دوستانش
زنده سازم.
با
تقدیم احترمات فایقه
صفــــدر "ظهیر"
پائیز
در بهار
بمناسبت دومین سالروز شهادت
دوکتور سلیمان "پائیز"
گویند که بهــــار فصل خرمی، طراوت، رستن و شگوفایی است، اما
آیا واقعاً در همه جـــا و برای همه کس چنین است؟ هستند
کسانیکه در بهار خــــــرم، پائیز یأس و ناامیدی را به تجربه
نشسته اند.
آری! دوکتور سلیمـــــان "پائیز" فـــــــرزند پامیـربا عظمت،
زاده بدخشــان کبیر، شخصیت نخبه و تحصیلکرده در رشته طب در
چنین فصـلی به ابدیت پیوست و بهــــــار عمـــــــرش را خزان
نیستی در هم شکست.
۲۷
ثور مصادف است با دومین سالروز شهادت دوکتور سلیمــان
"پائیز". دوکتور"پائیز" صبحگاهان بیست و هفتم ثور
۱۳۸۹
با
۴۳
تن از همــــــــراهانش که توسط هـــــــواپیمای شرکت پامیر از
شهر کندز بسوب کابل در حــال پرواز بودند، دچار سانحه
گــــــردیده و به رفته گان پیوستند.
ادامه |
|
ا عتیاد
وانحرافات اخلاقی ناشی ازآن
عبدالکریم نوجو
تعریف اعتیاد: پاسخ فیزیالوژیک بدن یک فرد است
به مصرف واستعمال مکرر مواد اعتیاد آور، این وابستگی ازطرفی
موجب تسکین وآرامش موقت وگاهی باعث تحریک ونشاط
زود گذر برای فرد گردد وشخص به خاطر یافتن دوبارۀ این
تاثیرات در تلاش می افتد ووابستگی مداوم را به مواد مخدر قایم
میسازد.
ادامه |
|
به مناسبت روز مادر تقدیم است
مذهب شاه ظهوری
مادر آن,
موجود
پاک
و
مهربان
مادر آن,
ماه
درخشان
جهان
مادر آن, خورشید و مهتاب حیات
مادر آن سرچشمه.ی آب حیات
ادامه |
|
نهن
خښ درگیلم تو تیر
راسته سوتم تو جهت پیر
هرڅوندڅه ڤیم وزخدیر
مه څیمین تو پا ڎ په بیر
ای نهن تو محبت قبول
مادرگرانبها
ترین گوهریست که درپردهً عصمت پرورده شده
منوربیک
روشن
اختصاص روزی ازسال، بعنوان روزجهانی مادر، گامی است مثبت درجهت
ارجگذاری اززحمات وتلاشهای این موجود فرشته خصال وسمبول عطوفت
ومحبت که ازهیچ نوع ایثاروفدا کاری دررشد و ثمردهی مادی ومعنوی
فرزندانش دریغ نمی کند. آنچه مسلم است این است که درقبال عشق،
محبت وپاکی که نثار فرزندان خود می سازد. مائیم که ازقدردانیش
قسمیکه لازم است عاجزوناتوانیم. بی تردید همین ناتوانی درارج
نهادن به ارزش ومقام مادر وبه تلافی ازآن جز بهمین جمله زیبا
پنا بریم وبگوئیم که [بهشت زیرپای مادران است] باید اذعان نمود
که مادران را درکل پایه گذاران واساس یک خانواده ، ملت وجامعهً
بشری دانست.
ادامه
|
|
زادگاه
فریدون
نوشته : دکتور خوش نظر پامیرزاد
|
این مقاله قبلا در شماره ۶۳ ، ۳۱ جوزای ۱۳۷۵« قلم
» نشریه انجمن اسلامی نویسنده گان افغانستان چاپ
گردیده بود که با برخی تغییرات کوچک اینک دوباره
به نشر می رسد. |
فریدون پسر آبتین را شاهنامه فردوسی از نسل طهورث می گوید که
فریدون در « ورنه » متولد شده و در اوستا نیز توضیح گردیده است.
اوستا کتاب مذهبی زردشتیان است که قدیمیترین سند برای روشن
ساختن هویت مناطق جغرافیایی و معرفی شخصیتها ، اقوام و قبایل
آریایی می باشد. به رویت این سند تاریخ سرزمین هایی که از آن
ها نام برده شده ؛ هزاران سال پیش آشکار می گردد و معلوم می
شود که چه گروه اقوام و قبایل در آن ها زیست نموده اند. در این
کتاب عمدتاً قبایل آریایی و جایگاه آن ها توضیح گردیده است.
یکی از سرزمین هایی که در اوستا نام برده شده کشور « ورنه »
زادگاه فریدون می باشد. « ورنه » چهارمین کشوری خوانده شده که
گویا « اهورامزدا » آن را آفریده است . این نکته در فقره ۱۷
فرگرد اول وندیداد چنین مشخص می شود: چهارمین کشوری که من
اهورامزدا بیافریدم « ورنه چهارگوشه » می باشد. در آن جایی که
فریدون کشنده اژی دهاک تولد یافت . اما اهریمن بدکنش در آن حیض
غیرطبیعی بیافرید. و غیرآریایی (خارجه) را برآن مملکت مسلط
داشت. (۱ )
ادامه |
|
به ارتباط پژو هشی پیرامون مبارزه ضد تر یاک!
نوشته
مذهب شاه ظهوری
ترانتو-
کانادا
مقاله محترم انجینر نورعلی خان را که در مورد مبارزه روشن
فکران و متنفذین علیه قلع و قم تریاک در شغنان برشته تحریر
آورده، از طریق سایت سیمای
شغنان غرض مطا لعه خواننده گان
عزیز به نشر سپرده اند قابل قدر است، زیرا تمام جریانات و تحرک
افراد با سواد و با احساس مردم شغنان را که در آن سال ها جهت
نجات معتادین منطقه از شر این ماده زهر آگین به پا خاسته، در
محو و نابودی آن عملاً اشتراک نموده بو دند، با بسی حوصله مندی
به تفصیل تحریرو از خدمات ارزنده آنها یاد آور شده اند، ولی
شخصیت ملی و مذهبی و سر شناس دیگری که جهت نجات دادن معتادین
تریاک و خدمت به مردم همکیش خود در شغنان با دوا و دکتوران ،
با مصارفات هنگفتی مصدر خد مات به مردم ما گردیده بودند فراموش
خاطر نویسنده محترم گردیده است،..........
ادامه |
|
پژوهشی
در مورد سال تولد و سال وفات ملا لاچین شغنانی
پژو هشگر: نوروز علی ثابتی
فیض آباد، بدخشان
بنام خالق توانا
پیش ازین مقالۀ پژوهشی را تحت عنوان « جزوۀ مختصر در مورد ملا
لاچین و اثرش » در مورد ملا لاچین شغنانی نوشته بودم، ولی
متأسفانه سال تولد و سال وفات اورا دقیقاً نمی دانستم، و
اغلباً حدس و گمان هایی در این باره موجود بودند. قبلاً مواردی
را ارائه کردیم صرف سال تولد و یا وفات ملا لاچین را بر مبنای
نوشتن کتابش تخمین می زدیم.
از نوشته هایش هویدا است که ملا لاچین کتابش را (دیوان اشعار و
دیگر گفتار ها را) در سال های (1340 و 1342 هـ.ق.) نوشته است.
قسمی که در کتابش در یک عنوان فرعی تحت عنوان « در بیان ماجرای
پیغمبران» چنین نگاشته است:
ادامه |
|

گفتگوی ساختار الفبای زبان شغنانی از سر
گرفته
شود
نویسنده: نوروز علی ثابتی
فیض آباد-بدخشان
Verba Volant, scripta manent.
سخن می پرد،
نوشته میماند. (ضرب
المثل رومی)
اندره مارتینه، زبان شناس فرانسوی در کتاب اصول زبان شناسی
عمومی (صص.
۲۲۰-۲۲۱) نوشته است:
"
این باور که هر زبان ملی از وحدت و
همگونی
بر خور دار است، موجب میشود که نه تنها تنوع شرایط کار برد
زبان در درون مرزهای هر کشور به فراموشی
سپرده
شود بلکه به خطا تصور رود که زبان
گفتاری
مردم لزوما تفاوتی با زبان نوشتاری ندارد.
هنگامی
که یک جامعه زبانی بیسواد با خط آشنا می شود، در حقیقت با خطی
که در خدمت زبان دیگر
است، آشنا شده است......
ادامه |
|
|
|

دکتور
خوش نظر پامیر زاد
کش
تر خرغ
سفــــرینین
لـــــوْد
ییــو
ڤــــــد
از ویــــاد فوْنتزی لوْڤـــد
اندی
گج
از
هـــر
چې
یـاد
خهــــږ
وی
نقلینین
نغښتــــــاو
ارد
ڤڅ
باورښ
چیــــــدېن فکث حیـــــروْن
ســـڅ ادامه |
|
مرحبا!
قوت نیرو
محترم علیشاه صبار!
توضیحات، تحلیل و پاسخگویی شما بموضوعات، بعد ازمرور(
تصویرشوراء تفاهم... در حال غروب !) موجودیت پیوند های روحی را
باثبات رساند که چگونه شما بتوضیح و تحلیل مسایلی پرداختید که
درذهن ما جریان داشتند ومنتظر تبصره و پاسخگویی برآنها بودیم؟
ادامه |
|
بنام خداوند جان وخرد،
آنکه انسان را قدرت تفکر عنایت فرمود تا به
وسیلۀ آن طبیعت
را رام کند وهم به نا برابری های اجتماعی که
زادۀ خلقت نیستند نقطۀ پایان گذارد. 
پژوهشی پیرامون
ارقام،
فاکتها وحقایق فرآیند
مبارزۀ ضد تریاک درشغنان
نوشتۀ: انجینر نورعلی
خوانندۀ
عزیز !
قبل
از آنکه به اصل موضوع بپر دازم،
لازم میدانم تا شرایط وزمینه های لازم که
انگیزۀ مبارزه علیه تریاک را بر انگیخت،
در حد درک وفهم خود مورد تحلیل وارزیابی قرار
داده واز این طریق با شما شریک سازم. توضیح علل ،
عوامل و پیش زمینه های هر جریان تاریخی مارا به
تفکر منطقی وامیدارد واین در صورتی تحقق می یابد که ما باید
ازگذشته گرائی، گذشته ستیزی وگذشته زده گی فاصله بگیریم
، بر پایۀ ا ین اصل به نوشته مختصر خود که شاهد عینی برخی
ازجریا ن حوادث بوده ام ،
می پردازم واما از قبل خاطر نشان میسازم که
هرخوانندۀ عزیزحق دارد مطا لب این نوشته را زیر سؤال برد ه
نظریات خود را آزادانه ارائیه نماید.
ادامه |
|
در
پاسخ شما!
علی شاه صبّار
قاضی صاحب قوت نیرو!
احساس میکنم، در پیوند روحیی که میان دوستان وجود دارد، خواسته
و ناخواسته بمعرکه کشیده میشویم. خیلی علاقمند بودم تا همیشه
برای "سیمای
شغنان" چیزهائی بنویسم، ولی عجز
و بیچارگی بنده از یکسو، و مواد خواندنی پرهیچان دوستان، با
کمیت
و کیفیت قابل قبول از جانب دیگر وادارم ساخت تا فقط به خواندن
این همه نوشته های پرارزش بسنده کنم.
اما، اکنون که باز هم مانند گذشته به حسابم گرفته اید، از آن
خیلی سپاسگذارم، ولی تشویشم از آن است که مبادا بار دیگر کاری
از بنده سر بزند که میان دو دوست، افتراق را بوجود بیاورم. آن
سان که آقای صاحب نظر مرادی، همۀ ما را رنجاند و بعد هم خود
رنجید. روی همین احساس خشک و نامرطوبم بود که در قبال – بگفتۀ
شما "شورای تفاهم ..." – حرفی بر زبان درشتم نیاوردم.
ادامه |
|
تاملی بر داستان وذچک در کتاب صنف اول زبان شغنانی
علی
محمد پامیر
کتبیکه
برای زبان شغنانی تهیه شده و کاریکه گروه مولفان انجام داده
اند قابل قدر و درخور ستایش است. اقلا سنگ بنای یک بنای بزرگ
را نهاده اند که آیندگان آنرا میتوانند تکمیل نمایند. اما داستان وذچک هم از
نظر فنی و هم از نظر فلسفه تعلیم و تربیه
Philosophy of Education
دارای
اشکالات زیادی میباشد.
نخست
اینکه این داستان در زمره داستانهای کوچک بشمار میرود که از
سویه برداشت اطفال
شش
ساله و هفت ساله بلند میباشد. این را باید برای صنوف چهارم و
پنجم تهیه میکرد.
ادامه
یاداشت اداره
سیمای
شغنان
با معذرت
مقاله درلین انترنیت موجود نمیباشد بخاطریکه مولف از نام
مستعار استفاده کرده است. بیشتر در مورد اطلاعیه لطفا به
لینک ذیل مراجعه نمایند.
اطلاعیه
مدیریت
سیمای
شغنان
|
|
وذچک
نقل
قصۀ گنجشکک
( به زبان شغنانی )
د چوغکی کیسه
(
په خږنوْنې ژبه )
نویسندۀ
متن : دکتور خوش نظر پامیرزاد
بسم اله
الرحمن الرحيم
این
قصه شامل پروگرام درسی در کتاب صنف اول زبان شغنانی برای
فعالیت های قبل از آغاز حروف از طرف تیم مولفان زبان شغنانی
ترتیب و ترسیم شد که بدون نوشتاری پایین صفحه است . در این جا
بنا به درخواست تعدادی از علاقمندان زبان های دیگر متن نوشتاری
به آن علاوه می گردد و به اطفال عزیز تقدیم می شود . قصه از
فلکلور شفاهی مردم شغنان است که اکثرا مادران کلان ها برای
اطفال کوچک خانواده حکایه می دارند.
برای کسانی که
به زبان شغنانی آشنایی ندارند برخی حروف خاص این زبان چنین
معرفی می گردند:
ادامه |
|

پژوهشی پیرامون بینش و سنت " چراغ
روشن" تهذیب ماندگار و معنوی
ناصر خسرو، در میان اسماعیلیان آسیای مرکزی!
پژوهش
و نگارش:" پیکار"
اگر
به فرآیند زمانی پیدایش، آفرینش ، تکامل و انکشاف ادیان،
مذاهب، باور ها و عقاید انسان ها، در فراز و فرود تاریخ به
دیده ژرف علمی و عقلانی نظر افگنیم، دیده میشود که هیچ دینی،
آئینی و کیشی بدون حضور مراسم تشریفات مذهبی در ذهن و عملکرد
باورمندان اش ، به مثابه ایجادیات شفاهی مردم در قفس سینه ها،
باقی مانده و تا به امروز به زیست معقول خویش ادامه داده
باشد، هرگز وجود ندارد.
ادامه |