صفحه نخست

سوگنامه مرحوم صفر محمد فایض، شاعر جوان بدخشان زمین

از طرف دوستان در صفحات اجتماعی

صفرمحمد (فایض ) فرزند نظرمحمد(فایض) متولد سال ۲۸.۸.۱۹۸۱ در قریه شدوج ولسوالی شغنان ولایت بدخشان، دوره ابتدا تا لیسه را در مکتب لیسه شدوج – شغنان به پایان رسانده. در سال ۱۳۸۱۱ شامل فاکولته ادبیات دانشگاه کابل  گردیده بسویه لیسانس از آن فاکولته فراغت حاصل نموده و تحصلات فوق لیساینس را در دانشگاه دویس بورگ ایسن آلمان بپایان رساند. از سالهای نوجوانی به اینطرف با علاقه خاصی که به شعر داشت اشعار متعددی را در قالب های مختلف سروده بود که اخیراُ نمونه اشعارش در کتابی تحت عنوان شاعران معاصر شغنان که توسط محترم اقبال احسام تهیه گردیده بچاپ رسیده اند.
اینکه این دنیا مکان ابدی انسان ها نمی باشد صفر محمد “فایض” نیز مهمان چند روزی بود و در دوران جوانی بسن  ۳۵ سال – ۹ ماه وهفت روزگی اش بتاریخ ۵ – جوزا – ۱۳۹۶ دنیای فانی را وداع گفته و به ابدیت پیوست. جایش بهشت برین و یادش جاودان.   وحید الله غالب

ادامه دارد

امۈمت مېݑ (روزِ امامت)

شعری غَـرّاء درخشان تر و برا تر از الماس، به مناسبت جشن الماسین (شصتمین سالروز به تخت نشینی) امام مولانا شاه کریم الحسینی، سروده شده است.

شعر از نوروز علی ثابتی      ضمیمه با صدا    برای داونلود صدا اینجا  فشار  بدهید

«ڎیس اته ییو» ته مأش  حسابے اس جولایــأم،           دُرود بِلندَݑ ښایــأم

جشنے «تأخْت نیسْت» اِمۈم اَند خوشےبر پایأم،            دُرود بِلندَݑ ښایــأم                     ادامه دارد

تار امید

نوشته: نوروز علی سهرابی

ساقئ کِه مؤ جوٰم تو پر، لهک خــــــوب دئ برهزم         هر څوٰند گه څه ڤید لهک، مو فکث وزته دئ زهزم
ساقئ  پتئ  مرُد ســــهم، خو جگر خـونی ومرد لوٰم          تا قطره یئ یوښک ومـــــند، ســهم وز وئ کِدِهزُم     ادامه دارد

انجمن اجتماعی جوانان پامیر در جستجوی شخصیت های فرهنگی و ادبی

فیض محمد راشد

فرستنده: نوروزشاه همرزم

گلی از بوستان چکامه و سرود قریه درمارخت ولسوالی شغنان که از نسیم طبعیت شوق به شور می آید و  همچون لاله چهار فصل شکوفا می باشد و با سرودهایش در قلب هنر پروران این مرز و بوم جای گرفته است.
این شخصیت جوان فیض محمد راشد فرزند خیر محمد است که در سال ۱۳۶۵ در قریه درمارخت پا به عرصه هستی نهاده است و بعد  از سپری نمودن هفت بهار از عمرش در سال ۱۳۷۲ در  لیسه درمارخت به فراگیری تعلیمات ابتدایی آغاز می نماید؛ دوره متوسطه و ثانوی را نیز در این لیسه به پایان رساینده است. بعد از سپری نمودن امتحان کانکور شامل دانشگاه قندز  می شود و مدت چهار سال به اندوخته های علمی اش می افزاید.
ادامه دارد

برفتند بی کفن
ساقی میار باده و مطرب تو بر فگن
بربط به خاک و نغمه مستانه  سر مزن
بلبل فغان ز شاخه بی برگ و گل بکن
زیرا که خار و گل همه خشکیده در چمن
صوت هزار گم شد و قمری خموش گشت
هر دم بگوش میرسد آواز از زغن
ادامه دارد

گزارش کوتا از سفر شاهدخت زهرا آغاخان به افغانستان

نوشته: رستم لشکری

شاهدخت زهرا ، فرزند ارشد شهزاده کریم آقاخان و مسئول پالیسی و مدیریت برای شرکت های خدماتی صحی، تعلیمی و تربیتی و رهایشی شبکۀ انکشافی آغاخان صبح روز دوشنبه(4 ثور) 1396 ه ش وارد کابل شد. شاهدخت زهرا در نخستین لحظه با جلالتماب ریس جمهور افغانستان ملاقات نمودند. جزئیات این ملاقات قرار ذیل است:
محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان با شاهدخت زهرا آغاخان، فرزند ارشد  شهزاده کریم و مسئول پالیسی و مدیریت برای شرکت های خدماتی صحی، تعلیمی و تربیتی و رهایشی شبکۀ انکشافی آغاخان و هیات معیتی اش دیدار کرد. در این دیدار که در ارگ انجام شد، در حالیکه خانم اول کشور نیز حضور داشت، رئیس جمهور غنی، ضمن خوش آمدید به شاهدخت زهرا آغاخان و هیات معیتی اش، از فعالیت ها و کمک های ارزشمند شبکۀ انکشافی آغاخان در عرصه های بازسازی قصر دارالامان، مسجد عیدگاه، دریای کابل و باغ چهلستون تشکری کرد. رئیس جمهور با اشاره به تجارب شبکۀ انکشافی آغاخان در عرصه های بازسازی بناها و آبدات تاریخی، خواستار آموزش محصلان افغان در این زمینه ها گردید. در این دیدار خانم اول کشور، گفت که زنان افغان در عرصه های صحی، تعلیمی و دسترسی به عدالت به حمایت های بیشتر نیاز دارند و همکاری شبکۀ انکشافی آغاخان را در این زمینه ها مهم خواند، در مقابل شاهدخت زهرا آغاخان از مهمان نوازی رئیس جمهور و خانم اول کشور از وی و هیات همراه اش تشکری کرد و از تداوم کمک های شبکۀ انکشافی آغاخان در عرصه های مختلف اطمینان داد، وی افزود که هدف سفرش به افغانستان برعلاوۀ افتتاح شفاخانه ولایتی بامیان و بررسی بازسازی ساحات فرهنگی آن ولایت، جستجوی فرصت های بیشتر همکاری در سایر عرصه ها، نیز می باشد. ادامه دارد

Afghan and Canadian children’s rights

by WebEditor · February 6, 2017

MRU club sheds light on inequality

By Fareshta Ali Bik, Contributor

Throughout history, there have been children mistreated and denied the rights and respect they deserve. Yet, the rights children are given have proved to be different depending on the country they are born into. The Afghan Children’s Society Club at Mount Royal University aims to bring light to the inequality and contrast between the rights of Afghan children and Canadian children.

An international treaty, The United Nations Convention on the Rights of the Child (CRC), was created to combat the inequality and protect the rights of children globally. Canada and Afghanistan are among the countries who signed. The CRC focuses on protection from abuse, exploitation and harmful substances, as well as education, health care and a suitable standard of living. Continue reading

faezنمیتوانم و یا نمیخواهم کسی را برنجانم: 

 نوشته: نظرمحمد فایض
 همانگونه که میدانیم هر فردی از افراد جامعه متآثر از اخلاق اجتمــــاعی ، باور ها ، عقـــــاید ، سنن ، خوبی ها و زشتی های هستند که در آن جامعـــه بدنیا آمده و زندگی میکنند . هیچ نسلی از افراد بشر آذین شده با همه خوبی ها و مـلوث با تمام زشتی ها پا به عالم هستی نمیگذارد تا نمونه اصالت در تعریف زشت و زیبای شخصیت انسان دنیای خاکی باشد . انسان در نتیــجه تعامل ومعاشرت یا در رویا روئی و تقابل با انسان محیط ماحولش کسب هنرخوبی ها و عکس آن اخـلاق بدی ها را نموده در رفتـــــار و کردار خود تبارز میدهد و روی همین ممیزات و تفاوت های اخلاقی مورد قضـــاوت عـــامه قرار میــــــگیرد ، که ما و همه ی این نسل میـــــمون و هم خلیــفه خدا در روی زمین ( آدم ) ازین امر مستثنی نیستیم . ادامه دارد 

namorad (1)اشعار استاد عبدالمعروف نامراد

namorad (3)

مرحوم محمد رامین فرزند استاد عبدالمعروف نامراد

سيرگلگشت  بهار   و  باغ    بوستان  نشكند
 غنچه   از  شوق  لبانش  در  گلستان نشكند
 در سراي عشق  هيج كس  را  نميبينم  قرار
 اشك عمريست رفته رفته چشم گريان نشكند

 ادامه دارد

pamire-badakhshan-sabitisabiti-0616خاستگاهِ اصلی هوّیت شغنانی ها: غلچه ای یا پامیری

پژوهش و نگارش: نوروز علی ثابتی

پیشگفتار
بحث هوّیت قومی بعد از تدوین و تصویب قانون اساسی فعلی دولت جمهوری اسلامی افغانستان از هر گاهی مطرح می شود و توجه رسانه ها را بخود جلب نموده است. این بحث در میان برادران و خواهران شغنانِ غربی هم خیلی اوج گرفته است. بعضی از آنها خود را تاجیک، برخی پامیری، برخی شغنانی، و عده ای هم هوّیت خود را افغان می گویند. وقتی که یک قوم، تعریف واحد و مشخص از هویت قومی خود نداشته باشد، به آن «بحران هویت» (identity dilemma) می گویند. نگارنده این سطور، در اکتوبر سال 2012، یک سِری از مقالات را از طریق تارنمای وزین سیمای شغنان به نشر رساندم، ولی شاید بیشتر دوستان فرصت نیافتند تا همۀ آنها را مرور کنند. موضوع «قوم پامیری» )(اصلاً زبان پامیری) برای اولین بار بتاریخ 14 جدی سال 1382  (04 جنوری 2004) در زمان زمام داری حامد کرزی رئیس جمهوری انتقالی دولت جمهوری اسلامی افغانستان همان دورۀ، درج قانون اساسی و از طرف لویه جرگه به تصویب رسید، و بعداً در سرود ملی افغانستان هم درج گردید. این موضوع با پا در میانی نمایندگان ولسوالی های شغنان و اشکاشم در لویه جرگه درج قانون اساسی افغانستان گردید. از آن زمان به بعد، این اصطلاح (بنام «قوم پامیری» و یا «پامیری ها») در بین مردم جنجال آفریده و در ولسوالی های مرزی بدخشان، جاذبه و دافعه خود را دارد. یعنی، بعضی ها خوشبین و برخی ها بد بین با این نام و نشان هویتی هستند. بنابراین، دوباره بر آن شدم، تا چکیده آن مقالات را با کمی جرح و تعدیل، برای عزیزان پیشکش نمایم، تا کاری کرده باشیم که ما جوانان خود را از این پرتگاه مخوف بحران هویت، بسوی ساحل مقصود برسانیم.
در این مقاله، کوشش شده است که موضوعات آتی را بطور غیر جانبدارانه که در خور و شایسته محیط اکادمیک باشد، بطور شاید و باید تا جایی که ممکن بود، از منابع دست داشته در این مورد، کار گرفته شد. موضوعات زیر در محراق توجۀ این جزوه می باشند.
هوّیت چیست و بحران هوّیت چگونه شکل می پذیرد؟
خاستگاه شغنانی ها در بستر سیّال تاریخ.
تصوّرات و برداشت ها در مورد واژۀ تاجیک.
شغنانی ها: غلچه ای یا پامیری؟
جمع بندی و نتیجه گیری کلی از این بحث.       ادامه دارد

sabiti-0616هویّت چیست و بحرانِ هویّت چگونه شکل می گیرد؟(بخش پنجم)

جمع بندی و نتیجه گیری کلّی

نگارش: نوروز علی « ثابتی »
روند «ملت » و ملت سازی، و «زبان ملی» محصول دیدگاه های ناسیونالیستی در غرب است که بار سیاسی دارد. این مؤلفه سیاسی سبب شده تا هویت اصلی اقلیت ها را به مخاطره بیندازد، زیراکه کشوری که زبان یک قوم را زبان رسمی اعلان کند، طبیعی است که زبان های دوم را از کابرد می اندازد و به تدریج مسئله همگون سازی و یکرنگ شوی (assimilation) را سرعت می بخشد. مسئله ملی، و ملت سازی یک مسئله سیاسی است و این موضوع زبان ملی است که مؤلفه های دیگر را ( قومی، فرهنگی، زبانی، و اجتماعی) را تحت الشعاع قرار میدهد.
مسئله ملت سازی و اعلان زبان ملی در ایران، سبب تحرک اقوام دیگر در ایران گردید. در ایران بلوچ ها، کرد ها، لـُر ها، آذری ها، عرب ها و …. اقوام زندگی می کنند. زمانی که مسئله ملت به میان می آید، آیا تنها پارسی زبانان ملت هستند؟ آیا آذری ها (ترک های مقیم ایران) ملت نیستند؟ زمانی که مذهب جعفری در ایران مذهب رسمی و زبان پارسی زبان رسمی اعلان گردد، آیا اقوام دیگر ساکن در ایران از هویت مذهبی، هویت زبانی، و هویت اجتماعی خود محروم نمانده اند. عین جریان در ازبکستان در بخارا و سمرقند بالای پارسی زبانان آنجا جریان دارد که از مکتب خواندن به زبان خود شان محروم هستند، و بناچار باید به ازبکی درس بخوانند. از چنین سیاست بازی، اقوام اقلیت در افغانستان هم بر حذر نمانده اند، ولی خوش بختانه قانون اساسی فعلی افغانستان در مورد زبان ها و اقوام اقلیت صراحت دارد و منحیث زبان دوم بطور رسمی در جاهایی که تکلّم می گردد، شناخته شده اند. ادامه دارد

ارتباط با ما و ارسال مضامین برای نشر( مضامین تان باید در میکروسافت وورد نوشته باشد)
sarwar@shughnan.com