صفحه نخست

abdul sabour

عبدالصبور، عریف سپندکوهی

hazarabek-122816واژه های زبان اشکاشمی و نامگذاری محلات با این واژه ها

نویسنده: هزاره بیک، سوداسپندکوهی

طرح دیزاین: عبدالصبور، عریف سپندکوهی

 

 

خواننده گان عزیز و دوست داران عرصه ادب و فرهنگ !
   آنچه در مقاله زبانهای پامیری آینه قدنما زبان اوستایی ذکربعمل آوردیم که اگر زمینه مساعد شود، واژه های زبان اشکاشمی را که مرحوم شاه عبدالله  در کتاب ارمغان بدخشان گردآوری نموده اند و از نظر تلفظ و معنا غلطی دارند ، تصیح نموده و در پهلوی آن تعداد دیگری از واژه های زبان اشکاشمی را که با نام محلات که نامگذاری شده اند تهیه و پیشکش نمایم.
 زبان اشکاشمی در پهلوی دیگر لهجه های پامیری در روزگاران گذشته از محبوبیت خاصی برخوردار بود ه که از طرف شمال تا قریجات یخدرو و از طرف شرق تا قریه پتور که امروز به فطور مسمی است و از طرف جنوب غرب تا قریه بازگیر مردم به این زبان تکلم میکردند . چنانچه زبان سنگلهجی که در زیباک رواج دارد از همین زبان مشتق گردیده و کلمات و واژه ها در هردو لهجه هم معنا ولی در تلفظ لهجه سنگلهجی عموماً از صوت های بلند استفاده میگردد. به گونه مثال: در زبان اشکاشمی بچه را زامن میگویند و در سنگلهجی زامنو، دیگر هیچ نوع تفاوت در این زبانها دیده نمیشود هردو لهجه از یک  مادر زاده شده و در این سر زمین تاریخی پرورش یافته اند.   ادامه دارد

paikar11252016نگارش ویژه ای پیرامون سابقه تاریخی، کنش ها و منش های گروه ایلومیناتی ها،” نخبگان” ، روشن ضمیران”  یا  اربابان  جهان!!!

تهیه، ترجمه  و تدوین : دکتور نصرالدین شاه پیکار

ایلومیناتی چیست؟ :  طبقه ممتاز : یعنی ایلومیناتی و فراماسونها و صهیونیستها و واتیکان  و خاندان سلطنتی بریتانیا که در مجموع یک درصد کل جمعیت جهان امروز را تشکیل میدهند . این افراد صاحب 80 درصد کل ثروت جهان هستند و 6 میلیارد انسان باقی مانده با 20 درصد ثروت دنیا زندگی میکنند؛ علوم جادوگری و جن گیری، کابالا و پیشرفت تکنولوژی و فن آوری  در یک قرن گذشته مثل  دو بال برای پرواز این طبقه به بالاترین درجات قدرت در این دنیا شده  و این طبقه را ابر قدرت دنیا و حاکم بر دنیا ساخته است. از یک طرف علوم کابالا و از طرف دیگر پیشرفت تصاعدی علم و دانش این طبقه را به آنجایی رسانده که گمان میکند میتواند قدرتی هم اندازه خدا داشته باشد و خود رامدیون ابلیس دانسته و میگویند آدم و حوا توسط خدایی بی رحم در بهشت زندانی شده بود و نمیدانست میتواند قدرتی مثل خدا داشته باشد ولی با کمک ابلیس به قدرت خرد و عقل به این قدرت رسید.  ادامه دارد

”  انسان بهترین آفرینش، یا آفریده نا شناخته ؟ “

paikar11252016نگارنده: نصرالدین شاه پیکار

قبل از آنکه پیرامون اصل موضوع  نگارش اختصار گونه را آغاز گر شوم، می خواهم کمی هم  پیرامون  معنی و مفهوم واژه ” بشر”،” انسان”،  و ” آدم” ،   وضاحت فشرده ای    را در خور  خواننده های  والا ارزش  قرار  دهم.
 واژه انسان  از زبان عربی گرفته شده  و  به ،مردم  به گونه  واحد ،  جمع ، مذکر و مؤنث  یکسان به  کار برده می شود .  این واژه در  ” تر جمان القرآن جرجانی”  آدم،  در عیاث  اللغات، آدمی،  در سیاق آنندراج ،حیوان ناطق،  وهم بشر، آدمیزاد،  آدمیزاده، انس، اناس، ناس، خلق،  بکار برده شده است .  در جامع الحکمتیین  و  فرهنگ علوم  عقلی ،   گفته شده است که انسان نام است برای  جسد معین و نفس معین،  جسد در آن ساکن است،  و جسد و نفس دو  مؤلفه هستی برای انسان اند که یکی از آن دو جز شریف و دیگری  کثیف. یکی مانند درخت است و دیگری مانند ثمره درخت. نفس راکب است و جسد مرکوب است. ادامه دارد

hazarabek-122816

زنده گینامه هزاره بیک سوداسپندکوهی

تهیه وترتیب عبدالصبور،عریف سپندکوهی،

    هزاره بیک متخلص به سوداسپندکوهی فرزند شاه سکندرجلالی در سال ۱۳۴۳ه ش در دهه زیباه منظر ولسوالی اشکاشم بدنیا آمده، درسن هفت سالگی شامل مکتب لیسه ذکور اشکاشم گردیده و درسال ۱۳۶۵ بدرجه عالی از صنف ۱۲ فارغ و درهمان سال به خدمت مکلفیت عسکری اعزام و درسال ۱۳۶۸بعد از بدست آوردن ترخیص از طرف ریاست محترم معارف بصفت معلم در مکتب ابتدایه خوشپاک مقرر گردیده و درسال ۱۳۷۰به لیسه ذکور اشکاشم تبدیل الی سال ۱۳۸۰ درآن لیسه تدریس نموده در سال ۱۳۸۱ به ولسوالی واخان خود را تبدیل و درمکاتب ، فطور، قاضیده، ورک و شخور مضمون  زبان و ادبیات دری را تدریس کرد درسال ۱۳۹۲تربیه معلم اشکاشم را در شعبه ساینس داخل خدمت درلیسه قاضیده ختم و درسال ۱۳۹۵ز طریق ریاست معارف به ولسوالی اشکاشم تبدیل و فعلآ در لیسه کندکاد مصروف تدریس میباشد.
ازین که نامبرده در یک خانواده فرهنگی بدنیا آمده و مرحوم پدرش از قلم بدستان بنام بوده درپهلوی مکتب حسن خط و نویسنده گی را از پدر آموخت همچنان از کتاب خانه بزرگیکه از آبا و اجداد در اختیار داشتند استفاده برده آهسته آهسته ذوق شعری در تخیلاتش پیدا شد که  اینکار سبب آن گردید برادر کوچکش شامیری ،شاپورسپندکوهی، را هم علاقمند به سرودن غزل و رباعی نموده  که خوشبختانه فعلان به سرودن انواع نظم دری دست رسی دارند و از شاپور مجموعه رباعیاتش بنام نواه سپندکوجمع آوری و از طریق سایت نشراتی  به نشر رسیده است. ادامه دارد

moqbelیے غـِڎه قصه یدے یُـو اس خو چید څه تویج

اس انگلیسی تَـرخږنونی گرڎینیج: اسحاق مقبل

 یے چارک اندین ڎو پُڅ ڤِڅ. یو ځولِک پُڅ گهښچ تـَرخو تحت خو وردے لوڤج، “اِی تحت، اس مهش دارایے نده هر چیز مـُـرد څه فراپت، وے مُو بخښه  مـُـرد دهک.” یو ویڤ تحت مس هر چیز دارت ندار ویڤند څه ڤـُڎج، ویڤ بینن اردے بهښ چوژج. وے ځلک پُڅرد هر چیز څه فریپت، فکثے جعم چود خو اس خو چیندند تـَر یگه ڎَر مُـلک توید. تَرم فریپت خو هر څوند پول وِند څه ڤُـُـد، پیتره وارے فکث وے بنهست. هر چیز دارت ندار وِند څه ڤُـُـد، فکثے مصرف چود. ایلهڤ وخت تیر ست ایدے؛ وے مُـلک اند خُښک سالی ست ات اچث بارون نه ڎاد. وی ملک اند یی جارهث بشهند گرڎه مس خیداورد پیڎا نه سُـت. یو غڎه لپ مږځونج سوت ات، پول مس وِند نه ڤد ادے یے چیز خورد خریت کـِـښت. یو بعد توید اک وے مُـلک اند تر یے چارک خیز خو وی قتی یی وظیفه خورد زاښت. یو چارک (صاحب کار) اس وی غذه یے باښت تر خو زمڅین خو لودے وِرد: “دیڤ مو یورښین ارد خرچ ڎهته دیڤ چِـس.” یو غـِڎه دوندرد مږځونج  سُت اِدے اس ویڤ یورښین بهښ تی چے خید سُت. یے چهی پیڎا نه سُت ادے یے چیز خیداورد وِرد دهکښت. ادامه دارد

  ziwari1اعلان فوتی

محترم مذهب شاه ظهوری  برادر ، استاد کرم علی شاه پسر کاکا، محبوب الله ظهوری و حیبب الله ظهوری برادر زاده ها، الف بیک داماد برادر. نسبت وفات خلیفه حسن شاه ظهوری که جنازه قبلن در دهکده  شغنان بدخشان افغانستان به خاک سپرده شده است، به آگاهی دوستان، خویشاوندان و نزدیکان می رساند که فاتحه مردانه و زنان به روز شنبه 21 جنوری 2017م، در جماعت خانه “ایست یارک،  East Yorkاز ساعت 3 الی 4 بعد ظهر به آدرس زیر گرفته می شود. دوستان مطلع باشند.

149-150 Bartley Drive, Toronto Ontario, M4A  1C9. Tel. (416) 751- 4001 

مصاحبۀ تلویزیون دویْچِه وِلِه، با والا حضرت آقا خان

مکان: برلین، جرمنی، تاریخ: 12 سپتمبر، 2004

مصاحبه کننده: گونتِر کِنابِه (Günter Knabe)

ترجمه به دری: نوروز علی ثابتی: 07 نوامبر 2016.

بین اسلام و دیموکراسی تنش وجود ندارد.

مقدمه چینی توسط مصاحبه کننده:

سلام و هر یکِ شما به مصاحبه تلویزیونی یِ دی دبلیو (DW) [دویچه وِلِه] خوش آمدید. امروز با ما، با والا حضرت آقا خان، پیشوای مسلمانان اسماعیلی، آشنا شوید. والا حضرت، همچنین رئیس شبکه انکشافی آقا خان است و در این سِمَت در قسمت انکشاف اقتصادی و اجتماعی در بسیاری از مناطق و کشور های ِ جهان بطور فعال کار می کند.
متن مصاحبه:
گونتِر کنابِه: والا حضرت، جهان توسط حملات دهشت افگنی بطور پیاپی شوکه می شود و مردمانی مرتکب این حملات می شوند که ادّعا دارند که آنها برای اسلام می جنگند. شما یک رهبر برجستۀ مسلمان هستید. شما اسلام را یک دین صلح می نامید. و این یک تناقض آشکار است. آیا این بدین معنی است که اسلام دو وجه دارد؟
آقا خان: نخیر، من اینطور فکر نمی کنم. من فکر می کنم که بخاطر داشته باشیم که این اوضاع بر یک اقلیت بسیار کوچک جمعیت مسلمان در سراسر جهان دلالت دارد. ثانیاً، آنها توسط مسئله دینی نه، بلکه الزاماً توسط مسایل سیاسی تحریک می شوند، و من فکر می کنم که این کاملاً نا درست خواهد بود که این اوضاع به عنوان مظهر دین اسلام تلقی گردند. جهان غرب نیاز دارد تا محتاطانه  بررسی کند که، چه نیرو هایی در [قبالِ] این بازی نقش دارند، آنها را بدانند و بین دین و مسایلی که با دین هیچ کاری ندارند، فرق گذارند. ما مسلمانان، توقع خواهیم داشت که عین سوال را برای اوضاع آیرلند شمالی، بکار گیریم. اگر من به عنوان یک مسلمان به نزد شما می آمدم و می گفتم: « خوب، آنچه که در آیرلند شمالی اتفاق افتاده است، یک تصویر بر حق مذهب کاتولیک و مذهب پروتستان است»، شما به من نگاه می کردید و می گفتید: « شما تحصیل ناکرده (بی سواد) هستید». ادامه دارد

سیمای شغنان ارد!kh-pamirzad

نوشته: داکتر خوش نظر پامیر زاد

نرم خیلے وختېن بعد وختا سیمای شغنان  ورقهق گرذېنت خږنوْنے شعرېن تے مو څېم ذاد ادے یے گم نوْم شاعر اندېن چاپ سڅ. دېڤ شعرېن ښېیداو مو ارد عجایب دڤښت. خږنوْنے زڤ اند دس سویه تے شعرم غل نه ښېیج. شاعر گم نوْم ات عجایب دسگه بلند شعر څرهنگ ید خو نوْمے نه لوْڤج؟ البت مو جناو ښاییجېن آزمایښ کښت. راستے گهپ ادے وزم دېڤ شعرېن څه ښېید اکز وم یے شعر عنووْن «امېذ طلهپتاو» مو ارد امېذ پېذا ست ادے خږنوْنے زڤ شعر نهال ته ڤهرذېد بلندے قهد کښت ات لپدے بهره ذید. برک الله خو گم نوْمے قتے! اکز وم یے عنووْن اندم ڤرود ادے ید شاعر چهی. دوْنجهتم دم شعر ارد جواب نڤشت ات کوښښم چود ادے دے شاعر نوْم دم شعر اند ڤهرم. مو شعر عنووْن «امېذ زارذ قوت».

ید تو چرت!

نست امېذ اکدس روښچن

کهل خمبېن ار خو سینه ات تو ښن

از درون امېذ صدا

قیود تو ارد لپ خښ نوا       ادامه دارد

shahmirihazarabek-122816شعر از استاد هزاره بیک ، سوداسپندکوهی، مخمص شده توسط شامیری، شاه پورسپندکوهی

مخمص

در   راه   عشق  عهد   تو  توسن   بود  مرا        مهرت    سپر    و   فاتو    جوشن   بود  مرا

کی  وهم  و بیم  و ترس  ز دشمن  بود  مرا        دیدار    دوست      گردش   گلشن  بود  مرا

خار   جفاش    سنیل    و    سوسن  بود  مرا

پیچیده    دست   دامن   لطف   اش  گرفته ام        خود  را   چو  دود  در    بر  آتش  گرفته ام

محکم    چو   پهلوان   کمان  کش  گرفته ام         بر     یادگار    رشته       زلفش    گرفته ام

از   بسکه   پر بهاست   به  گردن  بود  مرا

ادامه دارد

shahmiriنواه سپندکوه

نویسنده شاه میری، شاه پور سپندکوهی

ترتیب دهنده :عبدالصبورعربف سپندکوهی 

 

رباعیات

بشنو  که   ز خویش   تن  چه  میگویم       یک قطره زقطره های آمویم من

روهین تنم هرمصرع من شمشیر است        پروانه  ده  دامن  سپندکویم من            ادامه دارد

 

hazarabek-122816زبانهای پامیری آینه قدنما زبان اوستایی وفرهنگ کهن سال مهین ما

نویسنده :  هزاره بیک سوداسپندکوهی

ارسالی: عبدالصبورعریف سپندکوهی

 بدخشان سرزمینی که با تمدن بیش از پنج هزار سال و باداشتن معادن لعل و لاجورد در جهان مهشور است، یگانه مهد پرورش آریاییان اصیل بشمار میرود. جای بسا تاسف که باگذشت زمان بگونه درست از طرف محقیقین و پژوهشگران، این سرزمین تاریخی مورد مطالعه دقیق قرار نگرفته است و اگرتحقیقات هم صورت گرفته از دست دوم و سوم بوده و واقعات درآن بگونه دیگر بیان شده است. بدخشان که یک سرزمین وسیع را احتوا میکند ، پژوهشگران اصلآ از زیاد ترین نقاط و محلات این خط باستانی هیچ نوع آگاهی ندارند و چنین کار سبب آن شده که گاهی نام یک محل را به جای دیگر نسبت می دهند ودر اثر آن کلمات اصیل آریایی معنی دیگر را به خود میگیرند و من خواستم دراین مقاله در مورد تغیراین محلات اشاره نمایم.  ادامه دارد

khoghnoni-shareenاشعار شغنانی از شاعر گمنام

برای خواندن اشعار اینجا فشار بدهید.

ارتباط با ما و ارسال مضامین برای نشر( مضامین تان باید در میکروسافت وورد نوشته باشد)
sarwar@shughnan.com