صفحه نخست

يرۈن سۈگين

 گرڎېنچِن اس روسی تر سریلیک: بخت آورشاه یف علی گوهر شاه  حیدرویچ

گرڎېنچِن اس سریلیک تر خُږنۈنے: سرورشاه ارکان

نېک بخت ات بد بخت

ڤُد یِده نه ڤُد، معلوم نِست، اته لۈدېن، ادے یے ښهر-اند زندگے یے چود یے چارِک. وے نۈم ڤُڎج״ نېک بخت״. اته یے مېݑے وے-رد فارت تر یے چِدۈم  ڎَر جای سیل سِتتاو. بعدے یو خو سفر-ارد تُښه یَت ضَلولے خَس-خار چود تیاره. چُرتے ڎاد- زَمۈنه سیلے اس زَمۈنه سازے بیدے. بشهند وارجے مِس خرید( خریت م) چود، خو تُښه یت خو ضَلولے کارچارېنے رِبود ار انبۈنکېن خو پتتئودے ڤارج تے خو دعایے چود خو اس ښهر دروازه نَښتوید. یے دهم ڎئد مسافت غل نه تویدجت، پے وے-ندے ڎېد یے گه سواره. نېک بخت قریب سۈد تر وے خېز، سلۈم کِښت خو وے احوال پېښڅت. یم چارِک خو زارڎ-اند لۈد: بشهند، همرایُم ( همراه-ی-اُم م) خو-رد څه ڤود، شِڅ ته پۈند دۈند دراز نه دِڤېست ات چق-چق قتیر ته تَر هر جا څه فارت، فِرهپ-ٲم״. یِد مسافرے وے سوار-ارد سلۈم چود خو اس وی یے پېښڅت: ادامه دارد

نوشته: نسٲ سلطانی

اولین سروده بنده تقدیم شما دوستان علم دوست و هنر پرور ….‌..

زاده یی    ملک    بدخشان    اهل  شغنانیم ما

 لاله یی  نورسته  اندر   باغ   و   بوستانیم ما

سر  زمینی اهل  با  فرهنگ  و مهدی معرفت

 اتحاد   است   پیشه  و  با  هم دل  و جانیم ما       ادامه دارد

ېرۈن سۈگين

 گرڎېنچِن اس روسی تر سریلیک: بخت آورشاه یف علی گوهر شاه حیدرویچ

گرڎېنچِن اس سریلیک تر خُږنۈنے: سرورشاه ارکان

ڤَزت ارهی ڤِراد

ڤُڎج نه ڤُڎج یے چارِک ڤُڎج. اِلاهڤ-رد یو ڤڎج معلوم هررهنگ پیر، اِیلاهڤ-رد هر رهنگ خلیفه، ات ایلاهڤ-رد هر رهنگ ملا. وے-ند ڤِڅ یے ڤز ات  یےچند مَږ. یو یے ڎو سال تے اس وَم خو ڤز اُخمَند چوږج ښئیداو، هر وختے څېمکېن وَم څېم تیر څه رِبوږج، ات دوس-پوس گهپ ڎئد، هر وخت ڤېگه څه سُڎج. ات یے مېݑ، بهار دوره، اس وے سحرۈنے، بارونے دخند، یو غل تر خو چیدهج ښهر مابین ڤه تیزد، اس کوه تیر واښت صاف ژَرنݑ چرخه. یِد چرخه څۈند چیدېن(چَدېن م)ات باغېن تر  تیر زبینت، څۈند چهخت چے خهمب کُچه یېن ڤه نږجیست خو فِرئپت خو تر دے ښهر مابین خو ڎید وے ترپاڎ. یو بیچاره خو سِپارت ات ږِن وے ڤز ات وے مال قتیر صغیره رِسېن. بعدے وے کارِنگے یه چاست، وَم-ند ېن رېڎج یے ڤز ات ڎو-ارهی مَږ، لۈڤد خُرد، یِد ڤز لپ ترۈد-ترَم زِبینت، وُز ته دَم چیښتاو نه ڤهرڎیم، مگم دَم شِچ پرڎهم، مو-رد ېن دهڎ مږېن بهس. بعد پرڎید وَم خو یے خیاط همسایه-ارد. دوۈم یَست          ЕРӮН СӮГЕН

متن سخن‌رانی اسحاق “مقبل” در محفل یاد بود از اولین سال‌گرد پرواز ملکوتی صفر “فایض” و روگشایی مجموعه‌ی شعری “تک درخت انتظار”، اثر آن شاعر فقید

این ماجرای تلخ زمان می کشد مــــرا        آخر سکوتِ دردِ نهان می کشد مـــــرا
اینجا کسی به ساز محبت ســخن نگفت         آواز تیغِ زخم زبان می کشد مــــــــــرا
من آرزوی فصل خزان داشتم، ولــــی          در یک بهار عمرِ جوان می کشد مــرا
                                                                                                                                 صفر نظری فایض 

مهمانان عالی‌قدر،اساتید محترم دانشگاه ها، وکلای محترم پارلمان، شعرا و نویسندگان چیره‌ دست، فعالان جامعه مدنی، شخصیت های فرهنگی، ادبی و سیاسی کشور، دانشجویان عزیز، فامیل های گرامی،  خانم‌ها و آقایان! السلام علیکم و رحمته الله و برکاته.
قبل از همه، حضور سبز هریک شما فرهیخته‌گان را در محفل ام‌روزی مان، که به مناسبت یادبود از نخستین سال‌گشت وفات صفر فایض و روگشایی مجموعه‌ی شعری “تک درخت انتظار” تدویر یافته است، خیر مقدم می گویم.از این که به دعوت ما لبیک گفته و در محفل حضور به هم رساندید، قلبن منت دار شما هستیم.
مقدم خیر شما باد گرامی به همه     این چنین عهد و وفا رنگ خدایی دارد.
درست، یک سال قبل از ام‌روز، بهترین شاعر فارسی‌سرای شغنان و بدخشان، صفر فایض؛ در سفری بی برگشت ما را تنها گذاشت و به رحمت حق پیوست. او، جوانی مستعد، شاعری توانا و نویسنده یی ممتاز بود که مرگ برایش مهلت نداد و درعنفوان جوانی از کنار دوستان و اقاربش برای همیش رخت‌ سفر بربست. صفر فایض با اخلاق حسنه و اشعار زیبای خود که بیان‌گر درد ها و آلام مردم و جامعۀ اش هستند، در قلب مردم جای پیدا کرد و با درگذشت نا بهنگام خویش همه دوست‌دارانش را اندوهگین ساخت و به گلیم سوگ نشاند.  ادامه دارد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اهداف راهبردی گل نظر «فرهاد»، کاندیدای مستقل برای کرسی نمایندۀ مردم در پارلمان از بدخشان

هدف کلّی: همه برای یکی و یکی برای همه!

هدف کلّی این مقوله اینست که: یعنی توده ها از میان شان تنها و تنها یک شخص را به عنوان نماینده شان بر می گزینند و اورا به پارلمان می فرستند، و از طریق همان یک فرد حقوق حقّه شان را از حکومت مطابق به قانون مطالبه می کنند. فرد منتخب، نه تنها انعکاس دهنده صدای خفته مردم است، بلکه منتهای درجه تلاش اش را به خرچ میدهد تا توده ها از حقوق مدنی شان (که خواهان آن هستند)، مستفید گردند. از اینجاست که شعارِ «همه برای یکی و یکی برای همه» جامه عمل می پوشد و به یک شعار میان تهی نمی ماند.
روی این ملحوظ، این مقوله را هدف کلّی خویش، به عنوان شعار برگزیده ام.
مقاصد کلّی: انتخابات پارلمانی روندی است که اتباع یک مملکت در آن سهم به سزایی دارند. در این روند مردم به دو گروه تقسیم می شوند – آنهایی که میخواهند به نمایندگی از مردم، خود را برای پارلمان نامزد کنند، و آنهایی که می خواهند از جمع کاندیدان یک و یا چند تن را بر گزینند و آنها را از طریق روند رأی دهی آزاد، به پارلمان معرفی کنند. شرط اساسی در اینجا هوشیاری کاندیدان است که باید خواست و اراده مردم را نادیده نگیرند و سبب ناکامی یکدیگر نشوند و شرط دوم شرکت عملی مردم و رأی دادن به کاندید مورد نظر است. و در این مورد هم باید مردم تصمیم هوشیارانه را در پیش گیرند که کدام شخص می تواند از خواسته های قانونی مردم شان در ولسی جرگه دفاع جانانه نماید. بنده به انتخابات عادلانه و دموکراتیک معتقد می باشم؛ زیرا که آن ضامن بوجود آمدن یک پارلمان واقعی می باشد که ممثل مؤلفه دیموکراسی در یک جامعه کثرت گرا بوده و متشکل از نماینده گان قانونی مردم از طیف های مختلف ساکنین کشور می باشد. ادامه دارد

گفت و گویی با استاد علی شاه صبار

نوشته: خدای بهردی جوهری

در شهرستان شغنان و فراتر از آن استاد علی شاه صبار نام آشنایی است برای من و هم نسلانم و اغلباً از شخصیت والا و درایت علمی استاد صبار در مجالس، سخنان بی شماری در میان افراد چیز فهم رد و بدل می شد. منِ روستا بچه هر از گاهی که دربارۀ شخصیت هایی چون استاد صبار می شنیدم که از دیار من برخاسته اند و به مقام والای علمی و شخصیتی رسیده اند، به آینده خود امید وار تر می شدم و انگیزۀ دیدار با استاد علی شاه صبار و دیگر شخصیت‌های مثل ایشان در من شکوفا می گردید.
زمانی که به دانشگاه کابل راه یافتم زمینه های زیادی برای من مساعد شد که شخصیت های دیارم را ملاقات کنم و آفریده های علمی ایشان را در صفحه های انترنیتی بخوانم. سال دوم دانشگاه بود که استاد علی شاه صبار را در صحن دانشگاه کابل دیدم؛ پیش از آن زمان با جناب استاد معرفت ظاهری نداشتم اما سیمای مخصوص من و چند رفیقم  به استاد علی شاه صبار نمایانگر آن بود که ما گروهی از بچه ها زادۀ همان دیاری هستیم که خود استاد از آن بر خاسته است؛ فوراً خود را برای یک دیگر معرفی کردیم و دیری با هم در صحن دانشکدۀ زبان و ادبیات قدم زدیم و استاد صبار از فعالیت های علمی، تجارب خود برای ما قصه ها نمود و نصیحت های زیادی کرد. ادامه دارد

به بهانه ی روز جهانی مبارزه با مالاریا

تهیه و ترتیب: دوکتور حبیب “نظیم”

 

 

 

 

به جای پیشگفتار و مقدمه

هیچ گاه و جایی بهتر از این نیست که بتوانی به همنوع ات خدمتی کنی ” به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی” !

از توفیقی که عطا گردید تا بتوانم به مناسبت بیست و پنجم اپریل مصادف به پنجم اردیبهشت(ثور) مطابق با نهم شعبان ” روز جهانی مبارزه با مالاریا” به قلمی خدمتی به همنوعان کنم؛ خیلیها سپاسگزارِ ایزدِ منان هستم.

کلمه مالاریا یک کلمه ایتالیایی و به معنای هوای بد Mal-Aria است که یکی از کشنده ترین بیماری ها در جهان است و در افریقا سالانه جان حدود نیم ملیون نفر را که بیشتر شان کودک هستند میگیرد. عامل انتقال این بیماری ، پشه است و علامت مشخص آن تب دوره ای، سرما، عرق، سردرد، استفراغ، درد بدنی، دردعمومی و تورم  یا بزرگی طحال میباشد. بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی سازمان بهداشت جهانی، بیشتر از نیمی از جمعیت کره زمین در خطر ابتلا به بیماری‌هایی قرار دارند که توسط نیش حشرات منتقل می‌شوند. ادامه دارد

 

               در  تکاپوی آفرینش مسرت معنوی و الهام آفرین!!

نویسنده  : داکتر نصرالدین شاه پیکار

باب اول : بازیابی خودی( خود شناسی )

                      ای    برادر   تو   همه  اندیشه ای        ما بقی خود استخوان و ریشه ای
                      گر گل است اندیشه ای تو گلشنی        ور  بود  خاری   تو  هیمه گُلخنی    ( مولوی)

در آمد سخن  : اگر قرار بود   بینش ” شناخت خودی”، به گونه فشرده  با شیرازه شعری بیان می شد، سروده مولانا و  اشعار سایر شعرا، عرفا، ادبا و سخنزرایان مانند سروده مذبور، میتوانست آئینه تمام نمای آن باشد. در ادبیات و آفرینش های فرهنگی و  تاریخ  تهذیب باستانی ادبی  ما، به گونه ساده ، زیبا، ایجاز و آهنگین  بازیابی های نوی را   در عرصه تصور خود شناسی، خودیابی، خود باوری  و روان شناختی خودی،  بیان شده است که همواره میتواند بنیاد کار های بعدی  را به ساختار جدید  فکری بگیرد.  در این جا سعی خواهیم ورزید تا خواننده های عزیز و گرامی ما، اصل مهم شناخت خودی و شناخت روانی ، یعنی ارتباط فکر و احساس، احوال، رفتار و به گونه کلی تر زندگی را با همه مؤلفه هایش ، درک کنیم. آنگونه که مولوی بار مجدد در مورد توان و نیروی اندیشه، و به ویژه اندیشه خودی و خود شناختی  و اهیمت آن این چنین  می گوید :
                                                              از یک اندیشه که آید از درون            صد جان گردد به یکدم سرنگون
و یا هم در مورد ارزش اندیشه، بینش، کنش و منش این گونه می گوید: ” فکر آن باشد که بگشاید رهی”. حتی در باور های  سنت دینی نیز  تفکر یک ساعت بهتر از هفتاد سال نیایش مورد بررسی قرار داده شده است.  فشرده اینکه حالت بد  و نا رسا موازی و مساویست  است با اندیشه بد و منفی و، واژه دشمن که از ” دُش” و ” من”،  گونه ساختاری گرفته است،  به معنی ” بداندیش”، و ضد من آمده است. ادامه دارد

انجمن اجتماعی جوانان پامیر با راه اندازی کنسرت و نمایش فرهنگ نوروزی ولسوالی های کنار آمو دریا، از نوروز1397 بزرگداشت نمود.

 نوشته: سید اسحاق مقبل

انجمن اجتماعی جوانان پامیر، نوروز عالم افروز را با اشتراک گسترده فرهنگیان و پاسداران فرهنگ دیر پای آریانای کهن، به تاریخ اول ماه حمل 1397، بزرگداشت نمود.
این برنامه با شکوه در  تالار عروسی یی با حضور صد ها اشتراک کننده، در شهر کابل برگزار گردید. هیات رهبری و اعضای انجمن اجتماعی جوانان پامیر، نهایت مسرور اند که یک بار دیگر زمینه دید و باز دید قوم ها را مساعد ساخته و ایشان را وا داشتند در یک فضای مصئون و صمیمی برای لحظاتی کنار هم با خوشی سپری نمایند. ما توانستیم برای همدیاران عزیز مان فرصت تجلیل از نوروز عالم افروز را در یک فضای مناسب و امن، فراهم بسازیم. ادامه دارد

تذکر قسمتی از پروژه های تطبیق شده ، در حال تطبیق، توسط ولسوال صاحب ولسوالی شغنان، در روز بزرگ داشت از نوزوز ۱۳۹۷.

 

نوشته: سید اسحاق مقبل

 

در سال ۱۳۹۶  موسسات و ادارات مختلف دولتی و غیر دولتی در ولسوالی شغنان فعالیت نموده اند و مثل همیشه همه باشندگان این ولسوالی به گونه مستقیم و یا غیرمستقیم از این برنامه ها و پروژه ها مستفید میگردند. تلاش ها و فعالیت های این موسسات، خاصتن ادارات شبکه انکشافی آقاخان ، در خور ستایش و تکریم است. این موسسات توانسته اند ذریعه تحکیم ارتباطات و هماهنگی کامل با اداره ولسوالی مزبور، پروژه های مختلفی را در قرا و قصبات این ولسوالی تطبیق نمایند. تعدادی از این پروژه ها تکمیل و بالای تعدادی هم کار جریان دارد. تلاش های همه دست اندر کاران مقام ولسوالی شغنان، مخصوصن جناب ولسوال صاحب میرزاقل پیمان، در این راستا قابل تقدیر و تمجید است. ادامه دارد

تهیه کننده : سورگل سکا

اُملَوت
در زبان شغنانی
Umlaut in Shughni

مقدمه

یکی از مهمترین تحولاتی که  در گذشته در فونولوژیِ  زبان شغنانی رخ داد پروسه یِ اُملَوت است (umlaut).  این پروسه نه تنها ساختار واژه ها را در این زبان دگرگون کرد بلکه آوایِ دیگری را بوجود آورد که پیش از این پروسه وجود نداشت.  چون از زبان شغنانیِ قدیم هیچ اثری در دست نداریم، ناگزیرفعالیت این پروسه را به یک دوران نا معینی در گذشته نسبت بدهیم. در این نوشته کوششی کرده ام تا در باره یِ این پروسه معلومات عمومی جمع آوری کنم و نقش این پروسه را در رابطه به زبان شغنانی پیشکش خوانندگان کنم. ادامه دارد

نوشته: استاد نورآغا عظيمي

غنچه گل

آمد بهار و غنچه گل باز مي شود
بلبل به سير غنچه به پرواز مي شود
مطرب ز تار و نغمه و چنگ و رباب عشق
با قمري هاي مست هم آواز مي شود               ادامه دارد

ارتباط با ما و ارسال مضامین برای نشر( مضامین تان باید در میکروسافت وورد نوشته باشد)
sarwar@shughnan.com

 

Print Friendly, PDF & Email